اشعار نوئی
🌹🌹(تاج امیر گلپابهگام)تخلص(سکوت گلپا)پرتوتابش اندیشه🎻:
🟢تاج امیرگلپابهگام
از حادثه تنگ پیرزال تا سنگ پهن(برد=سنگ)
دوباره میسازمت وطن،
اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم،
اگرچه با استخوان خویش
از سنگ پهن تا شوشِ دانیال،(بردپهن امیرگپی زیلایی نوئی ماشمی)
نژاد اندر نژادِ آریایی تبار،
از خشتِ کازرون تا عمارت،
از پشته ی زیلایی تا تَلِّ سیاست،
همه با صفا و مهمان نواز با شهامَت...
و اینک از تبارِ آن سنگنوشتهها،
زِ خونِ دل زدهایم آتش به اوجِ آسمان خویش
که تا ابد، زمزمهای «اَهورا» را
نوشته بر سرودِ کاروان خویش
برای ما همین بس که بگفته استادعلی سینا برقک مورخ:
ما اساس و بنیاد، از هخامنش یا هخامنش هستیم
نه با تیغ، که با رازِ «منش» هستیم
و از آن روزگاران، تا به امروز،
همان آیین و آینده ی خویش را
به جمشید و به کوروش، بازخوانده،
که ما همچنان، ای وطن،
زنده به عشقِ کهن تر از تن،
و استوار به پایه های استخوان خویش...
هستیم... هستیم... هستیم.
---
با تشکر از امید یونسیان اصل زیلایی نوئی که قالب متن را تنظیم کردند.
تاج امیرگلپابهگام
از تنگ پیرزال تا بردِ پَهن
دوباره میسازم تو را، ای کهن
به خشتِ جان، گرچه دیوارِ تو
ستون زنم با تنِ استخوانِ خویش
ز بردِ پهن تا شوشِ دانیال
نژادم از آریا تا به جانِ خویش
ز خشتِ کازرون تا عمارتِ رفیع
ز پشتهٔ زیلایی تا تلِ سیاست، کیش
همه به صفا، همه مهمان نواز
به همت و غیرت، چو کوهِ بلند
زمانه اگر بشکند عهدمان
نوازیم از نو، به آوایِ بند
که استادِ برقک به ما گفته است
ز هخامنش است اساس و بنیاد
زمانی که پشتِ تو خم شد، وطن
به استخوان خویش دهم پشت، فریاد
با تشکر تز علی دادوند بخاطر قالب سیاقی که تولید کردند.
⬅️🟢🟢🟢🟢🟢🟢⬅️🔴🔴🔴🔴🔴🔴
نویی آن مردمان شکیب
سوار بود بر اسب نجیب
حد و مرز آن بس زیاد
که جمعش بُوَد بس عجیب
ز تاریخ نگو ،خودِتاریخِ او
به جغرافیایش ندارد رقیب
سرگذشتش پر از صلح و جنگ
که دارد هزاران فراز و نشیب
به گرمای خوزش درخت رطب
به سرحد ،سمیرم ،درختان سیب
به هرجای ایران سفرگرکنی
تو پیدا کنی آشنایی غریب
آن غریبه که هست یا خدا!
به هرجا روم ،نویی ام شد نصیب
به جز مرز ایران فراتر روی
که آنجای دور باز به نویی قریب
عراق ایزدی ،درۀ پنج شیر
که هرگز نخوردند به دشمن فریب
چه گویم زبان قاصر است
خط به خط من نباشم خطیب
درد امروز ایل ،دور زهم
مرهمی کو ؟که دارد طبیب
که دردش زیاداست ندارد صدا
به گوش آنکه بیناست بُوَد پرمهیب
خدایا کنون بنما تو رحمتی
جمع کن ایل را گرد هم ای حبیب
#رحمت خدنگ
ایل بزرگ نوئی
🟢🔴🟢🔴🟢🔴🟢🔴🟢🔴🟢🔴🟢⬅️♦️🔴🟢🔴🟢
🟢نوئی ام زیلو باستان جاوید ایران
مردمان مستعداصیل و نجیب شیران
🟢بنگر این قوم را در پهنه دوران ایران
مردمانی با رگ و ریشه باستان در روزگاران
🔴قوم نوئی تبارش زیاد و بی شمار است
گر بخوانی گنجینه لر،همه هشدار است
🔴زحمات فراوان طی سال ها انجا نگارش
جامعه شناسی تاریخی، ژرف و عمیق کنم سفارش
🟡تاج امیرگلپابهگام🟡
🟢©جامعه شناسی تاریخی برادران بهگام
🟢© جاویدوند در گذرگاه جامعه شناسی تاریخی تاج امیرگلپابهگام را مطالعه بفرمایید.
🟢🟢🥋🥋🥋🥋🥋🟢🟢
اغلب مطالب وبلاگ جامعه شناسی تاریخی است...