سلاح مرگبار یا قلم،معنویت و فرهنگ

تفکر سلاح قلم و فرهنگ و معنویت مقدم بر هر سلاح گرم و سردی است.ریختن خون انسان های بی گناه در مراسمات گوناگون چهره فرهنگی و فرهنگ عمومی را لکه دار و موجبات بدنامی لر شده است.می طلبد مردمان بدانند سلاح برای دفاع بایست به دست انسان های صالح و افراد سالم داده شود.تعداد قربانی فرزندان و خانوار و نیز امار کشته شدگان در مراسمات لرها طی سالیان و دهه های اخیر کم نبوده است.ایا این ها زنگ خطر برای جامعه انسانی نیست؟
#تاج امیرگلپابهگام🖍️🖍️🖍️🖍️🖍️

*✓من بدونِ تفنگ وجود خارجی ندارم ، هستی من به هستی تفنگ گِرِه خورده و بدان بستگی تام دارد!*
*✓لرها و عربها ، قشون جنگی و تفتگچی داشتند اما شوشتریها و دزفولی ها و بهبهانی ها مکتب و مدرسه. آن ها بجای گرز و تفنگ در دست کودکان و جوانانشان دفتر و قلم و کتاب گذاشتند!به جای سردارانِ جنگی ما، آنها عالم و مدرس داشتند و حجره و کاروانسرا...*
*✓در همین خوزستانِ خودمان ، اقوامی مانند عرب و لر و شوشتری و دزفولی و بهبهانی قرن ها ، با یک زیرساخت مشترک اقتصادی در کنار هم زندگی می‌کردند ، یعنی اقتصادی مبتنی بر نفت و گاز و کارون و مراتع و زمین‌های زرخیز جنوب!*
*✓حال ببینیم در یک سطح کلان تر ، یعنی در ایران وضع چگونه است؛در سویی از کشور، کُردها بودند و شاهسُون ها و قشقایی ها و بختیاریها که تفنگ و تفنگچی داشتند و در مقابل آن ها اصفهانی ها ، یزدی ها ، خراسانی ها و کلا کویر نشینان ، که بجای تفنگ ، مدرسه داشتند و کتاب و کتابت!*
*✓با یک نگاهِ اجمالی بخوبی در می یابیم که عاقبتِ تفنگ و تفنگچی های اهلِ میدان جنگ و فرزندانشان به کجاها کشید و بادیه نشینانی که صندوقچه ها و قفسه های خانه شان پر بود از کتاب و حجره هایشان محل ترویجِ علم و دانش و اقتصاد ، فرجامشان چه شد؟!*
*✓اگر آمار فقر ، فلاکت ، دزدی، خودکشی ، بیکاری و اعتیاد این اقوام و شهرها و روستاها را با هم مقایسه کنیم ، نتیجه سرسام‌آور است!*
*✓در شهرها و روستاهای ما تفنگچی ها ، فاجعه بیداد میکند و در شهرها و روستاهای آن ها ، رفاه و آسایش و آرامشی نسبی وجود دارد.*
*✓حتی تفنگ نیز از عملکرد خویش پشیمان و شرمگین است چون رسالتی جز کشتن ندارد، اما ما هنوز که هنوز است وقتی می‌خواهیم بگوییم "هستیم" ، هستی مان را در وجود یک سلاحِ مرگبار خلاصه می کنیم و به نمایش می گذاریم.*
*✓در مراسم های شیون و شادی امان ، در حالی که تفنگهای امروزی ما در برابر سلاح های مرگبارِ عصر حاضرِ جهان به مثابه ی همان تیرو کمانِ ساده ای است که صد سال پیش ابزار تفریح کودکان بود و با آن به شکار گنجشک میرفتند و ستاندنِ جانِ قورباغه ها ، دلمان خوش است که سینه ی آسمان بی دفاع را نشانه می‌رویم تا روی فلاکتمان پرده ای بکشیم.*
*آیا شرایط سخت زندگیِ امروز ما نتوانسته به ما ثابت کند که کتاب و علم و دانش و آگاهی و اندیشه بر هر سلاحی پیروز است؟*
*#تفنگت را زمین بگذار*
🌿🌿🌿🌿🌱🌱🌱🌱🌹🌹🌹🌹**چند شب پیش در تالاری سلاح خودکار رگباری اورده بودند،کسی امده بود گفته بود گروه موزیک و خوانندگی کار نکنند تا سلاح ها برداشته شود،فرد یا افرادی اصرار بر داشتن و کابرد سلاح داشتند،گروه نوزنده گفتند ما ادامه نمی دهیم تا سلاح ها از صحنه کنار نروند سرانجام افراد مسلح قانع شدند و عده ای پس از وداع رسمی مورد نداشتن سلاح را گوشزد و تاکید نمودند.بنابراین لرها مانند سایر نقاط ایران در مراسمات سلاح حمل نکنند.حمل سلاح و ایجاد حادثه تلخ موجب می شود که این همه کلمات شنیع و نامربوط به لرها نشانه و رد و بدل و ایجاد طرحواره های منفی و فقدان فرهنگ عمومی‌ را به دنبال داشته باشد.**

🖍️🖍️🖍️**خشم و ✓تعصب نشانگر✓ ناکامی و✓ پرخاشگری نتیجه ✓مستقیم✓ ناکامی و✓ سرکوب روانی و تقاضا های✓ عقلانی و قانونی است۰✓جامعه و فرد✓ برخوردار کمتر دچار بیراهگی های از نوع ✓رفتار لمپن ها و ✓پست عقل ها می شوند.#غالبا تفکر ✓خشونت و ✓غضب و ✓تعصب از فرهنگ عمومی و سطح دارایی برمی گردد۰**
#تاج امیرگلپابهگام☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

آریانپور بهرام نوئی
**اسلحه برنو**برای نخستین بار در تاریخ روز هفتم بهمن ماه ۱۳۰۹در زمان رضا شاه بعنوان اسلحه رسمی ارتش ایران تحویل ارتش گردید در سال 1303 خورشیدی بود که رضاخان لایحه «خدمت اجباری نظام وظیفه» را که 36 ماده بود، به مجلس چهارم شورای ملی تقدیم و یک سال بعد نیز مجلس در شانزدهم خردادماه آن را تصویب کرد و این‌گونه بود که مردان بالای 18 سال ایرانی مکلف شدند دو سال سرباز نظام باشند که به سربازی «اجباری» معروف شد پس از آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ خورشیدی جهت تقویت پادگان هاوتوان نیروی ارتش و برای دفاع احتمالی ازجمله متفقین به ایران فراخوانی دال بر عزیمت نیروی جوان جهت انجام خدمت اجباری به مناطق مختلف و طی ان توسط هنگ بهبهان به مناطق عشایری ازجمله مناطق ☆لر نشین استان ☆ اعلام و تعدادی از افراد توسط کدخدایان وقت انتخاب و معرفی و به خدمت اجباری اعزام گردیدند در منطقه سرفاریاب روستای پاده جناب اقایان کی باباخان اوشال از ایل بزرگ نوئی طایفه بوائی وجناب اقایان میرلطفعلی آکده و اقای پروهان از طایفه سادات جهت رفتن به خدمت اجباری انتخاب که دونفر اخری به دلایلی از انجام خدمت اجباری انصراف و تنها کی باباخان جهت انجام دوره اموزشی سربازی تحت نظر هنگ سلحشور شیراز در تل خسروی اعزام و پس ازپایان دوره اموزشی سربازی به عنوان یکی از نیروهای زبده هنگ جهت گذراندن ادامه خدمت به شیراز برده شد، با اغاز جنگ جهانی دوم هنگ سلحشور شیراز جهت مقابله با نیروهای متفقین (امریکا، انگلیس، روسیه) به طرف مناطق اشغالی اعزام و در بین راه و در دشت بوستان باشت بابویی مرکز اقتدار آن زمان بابویی جهت استراحت اردوگاه خویش را برپای نمودند•در زمان منصور باشتی مرکز از بوستان به باشت بابویی امروز منتقل شد•
**کی باباخان اوشال** بعنوان سرجوغه بافرمان فرمانده هنگ جهت جمع نمودن تعدای از نیروها که دراطراف خیمه و چادر زده بودند با توهین ناموسی گروهبانی مواجه فورا تصمیم گرفت به هر نحوی که شده از خدمت اجباری سرباز زند نقشه فرار خودرا با دوست و هم خدمتی خویش به نام رحمت ا.. از طایفه گورزی درمیان نهاد و شبانه در وقت کاری ایشان ازتاریکی شب استفاده، سلاح های خود(برنو) را برداشته، اردوگاه راترک نمودند •وی به مناطق خویش مراجعه به این ترتیب نخستین اسلحه رسمی ارتش وارد مناطق عشایری استان کوه گیلویه و بویراحمد گردید•این ماجرا داستانی طولانی دارد و تنها به این نکته اشاره می کنم، بعدها به دلایل تنش بین کدخدایان وقت اقایان میرشرمت ا... داور پناه موسایی از سادات امام زاده علی (ع) و میرزاعلی محمد داورپناه از سادات امام زاده علی (ع) از یک طرف و سید مختار دولتخواه بازبیری از سادات امام زاده علی (ع) از طرف دیگر به جهت بردن کی باباخان به مقروقلعه حکومتی خویش اسلحه برنو بدست سید مختار دولتخواه افتاد که گویا هنوز در خانواده و وارث وی نگهداری می شود• روایان بیان می کنند که در غائله سمیرم درسنه ۱۳۲۰ خورشیدی؛ گرفتار وکشته شدن تعدادی از نیروهای بویراحمدی توسط توپخانه ارتش سمیرم، با منهدم کردن و خلع سلاح آن توسط اسلحه نیمه خودکار موجود در دست بویراحمدی ها امکان نداشت• با بکارگیری همان برنو و هدف قراردادن خدمه و سرنشین توپخانه ورق جنگ به نفع نیروهای بویراحمدی برگشت این واقعه تاریخی دربین همه مردم طوایف منطقه سرفاریاب رایج و معروف هست• **کی باباخان اوشال** در سال ۱۳۸۲ درسن ۹۸ سالگی درگذشت
روحش شاد و یادش گرامی باد.

بهرام اریانپور نوئی

سادات عبری تبار سرزمین کوه گیلویه بزرگ اینهمانی کوه گیلویه و بویراحمد امروزی

سرزمین یمن گهواره تمدن
سامی<عرب نخستین>•
پژوهشگر: یارمحمدبهگام،تاج امیرگلپابهگام
براساس منابع تاریخی؛یمن را یونانیان بدلایل ملایمت آب و هوا؛فراوانی رطوبت وحاصل خیزی؛عربستان سعید می خوا ندند•مورخین عرب؛سکنه ی عربستان رامقارن ظهوراسلام به دو دسته ی متمایز تقسیم می کردند:1-ساکنین بادیه:هستی شان:چادر؛مقداری گوسفندو
شتربودوآنهارااهل بدو یا اهل وبر(مترادف بدوی) به عربی:کسانی که ازپشم،خیمه های خود را درست می کردند2-ساکنین آبادی:که منازل شان ازخشت پخته یاخام بودوآنهارااهل حضر یا اهل مدر(گل)به عربی:کسانی که ازگل وخشت خانه درست می کردند•همچنین قبایل عرب به علت کمی آب،کمی معیشت و دارایی چند راس حیوان(مرکوب
یاباربر یاشیرده)یا چندعددنخل؛
پیوسته درجنگ بودند•ص1
همچنین مقارن ظهوراسلام؛عقلای قبایل عرب برحرام بودن 4 ماه[محرم؛صفر؛ذی القعده؛ذی الحجه ]از 12 ماه سال توافق کردندتا در آن4ماه؛مردم دست از جنگ و جدال بردارند•اساسا در میان عرب بدوی؛ هیچ قسم خط؛کتابت و معارف وجودنداشت وبیشتر به خرافات و افسانه ها پای بندبودندوچنانچه گروهی ازآنها معلوماتی داشتند
؛ازایرانیان،یهودیان،رهبانان عیسو
ی و...دریافت می کردند•بعلاوه تنها اهل حضر[مدر:صاحبان خانه های خشتی ویکجانشین]عربستان یعنی یکجانشینان یمن؛حجازو...خط وکتابت داشتند•بالاخره یونا نیان قدیم؛سرزمین عربستان را به سه قسمت:عربستان سعید؛عر
بستان سنگلاخ؛عربستان بیابان تقسیم کردند•و روزگاری ناحیه عمان ما بین حضرت موت(قسمت جنوبی)؛بحرعمان؛بحرین ومابین نجدوخلیج فارس ←←ص2
از زمان های بسیارقدیم؛ضمیمه ی ایران بودواز■حکام پارس■ اطاعت داشتند•مورخین عربی زبان؛قوم عرب را به سه دسته تقسیم کرده اند:1-عرب بائده• مشهورترین طوایف عرب بائده عبارتنداز:جدیس؛عاد؛ثمودو...؛ 2-عرب قحطانیه<عاربه؛اصلی>
•ابتدادراطراف شط فرات ساکن بودند،سپس ازآنجابه یمن مهاجرت کردندو دولت تشکیل دادند؛3-عرب اسماعیلیه[عدنانی]•به عقیده ی علمای انساب عرب؛
نسب آنهابه عدنان پسراسماعیل
<<عبری"یهودی"نژاد>>پسر ابراهیم نبی می رسد•قبیله قریش که اسلام از میان ایشان ظاهرشدو'پیغمبراسلام'منتسب به آن قبیله است؛ازاعراب مستعربه [عرب زبان]یعنی عرب اسماعیلیه
اند●درنتیجه اسماعیلیان عرب زبان که سادات ایران و جهان شاخه ای از آنها محسوب می شوند؛اصالتا عبری نژاد مسلمان هستند. ص3
مردمان قدیم و کهن سرزمین کهگیلویه و بویراحمد؛اجداد و
نیاکان لرهای پارس نژاد آریایی تبار امروزی به ترتیب الفبا ایلات 9گانه:باشت بابویی-بویراحمد-بهمئی-تامرادی-چرام-حیاتی-دشمن زیاری-طیبی-نوئی هستند که از دیرباز کنارهم بوده اند•و از دوره اسلامی به بعد اقوام مهاجر:1-عرب؛2-سادات عبری نژاد؛3-قشقایی؛4-گنجه قفقازی[پیشوند نام مردانش:خوا
جه رایج است]؛5-گرجستانی قفقازی؛6-کرد ؛طی دوره های متناوب به استان کهگیلویه و بویراحمد مهاجرت کردندوماندگار شدند•به گواه تاریخ؛امام زادگان جد سادات از زمان خلافت امو
یان؛عباسیان؛هجرت علویان ازآغاز قرن سوم قمری وماجرای ولایت عهدی حضرت امام رضا وتشریف فرمایی آن بزرگواربه خراسان و
همچنین برادرش احمد[شاهچراغ]
ازکشورهای عربی از جمله حجاز
عربستان؛عراق؛یمن؛بحرین وغیره به ایران(مشعل دار تمدن آسیاو
جهان) مهاجرت کردند و
■اعقاب وبازماندگان آنها■
■■ سادات ■■
می باشندکه براساس کتب تار
یخی؛1-تاریخ مفصل عرب قبل از اسلام از دکتر جواد علی؛
ص362؛؛؛2-مجمع الانساب به نقل از صاحب قرانی؛جلد1؛
ص30--بحارالانوار؛جلد15؛
ص123؛؛؛3-تاریخ تمدن ازویل دورانت؛ص109؛؛؛4-تاریخ تمدن و زندگی مردم جهان از مورخان لوئیس پل تاد؛کنت اس کوپر؛
کلارنس وو دراو سورنسون؛؛؛
5-تاریخ ایران پس ازاسلام از عباس اقبال آشتیانی؛ص26آورده اند:"سادات"ودیگرقبایل ازنسل
حضرت اسماعیل"عبری نژاد"
(معروف به عرب اسماعیلیه) برادر حضرت اسحاق فرزندان حضرت ابراهیم نبی هستند که بر اساس رسالت و نقش آنها به خاندان نبوت و ائمه نزدمردم از احترام خاص برخوردارند•چنانچه امروزه ایل سادات یکی از ایلات استان کهگیلویه و بویراحمد بشمار می رود که متشکل از
26 طایفه و تیره به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر می باشند:1-سادات سیدعلی نقی آغامیری2-سادات شاهزاده احمدی3-سادات بحرینی4-سادات خفری5-سادات زاد احمدی6-سادات سلطان محمود شاه بیدک7-سادات شاه زین علی8-سادات شمس الدین9- سادات شاه غالبی10-سادات شاه نظرمومن11-سادات امام زاده علی12-سادات فخرالدین احمد13-سادات شاه قاسمی
14-سادات کریکی منسوب به امام زاده شاه نعمت اله15-
سادات امام زاده سیدمحمود
(محمید)
16-سادات شاه مختاری؛
17-سادات امام زاده محمود
طیار؛
18-سادات میرسالاری؛
19-سادات سیدمحمدصالحی؛
20-سادات مهریانی؛
21-سادات سید محمد(سرآب بیز)؛
22-سادات میرزین علی
(زینلی)؛
23-سادات شاهزاده محمد پشکان(پشه کان؛پشت کان؛پشت کون)؛
24-سادات نورالدین؛
25-سادات امام زاده یحیی؛
26-سادات یاسوجی منسوب به امام زاده شاه فرج الله.

تاج امیر،امیر گپی،تاج،تری تاج،کی تاج امیری،زیلا،

*تاج امیر ؛نگین تاج«تری تاج»؛تاج امیر گپ؛امیرتاج از بومیان سرزمین کهگیلویه و بویراحمد هستند. طبق قباله ملکی موجود؛سال *496قمری*[[تا سال
*1402خورشیدی؛ *948سال قبل*]]حدود مالکیتی *تاج امیر زیلا* در منطقه بازرنگ
( *یاسوج امروزی بخشی از جغرافیای بازرنگ بود*)را ذکر کرده است و همچنین محدوده ی آن رانیز از *چشمه ریز رنه*
(ضلع شرقی روستای محمود آباد علیا که حدود چهار تا سه کیلومتر با شهر یاسوج فاصله دارد) *تا تنگ مهریان را ارائه نموده است*•
پژوهشگران محترم مستحضرید؛سرزمین های لرنشین از دوران ایلامیان و دوران ایران باستان؛از شرق کشور عراق تا غرب استان پارس را در برمی گرفت.
و به گواه تاریخ؛اجداد و نیاکان لرهای زاگرس نشین جزو سپاهیان؛حکومت های ایلامیان و ایران باستان در جنگ های مختلف بوده اند(به منابع تاریخی دوران ایلامیان و ایران باستان مراجعه شود). *بنا بر این در هر دورانی؛افتخار یا شکست فردی یا گروهی از قوم لر آریایی نژاد؛خوشحالی یا ناراحتی قوم لر را در بر دارند*.
*سرزمین لر بزرگ از سال550*تا 827 قمری*
((مدت277سال))؛ *شولستان(شهرستان های* *ممسنی و رستم* امروزی ازاستان فارس)
؛ *استان کهگیلویه و بویراحمد*؛ *چهارمحال و بختیاری و بخش هایی از استان های خوزستان و اصفهان به مرکزیت ایذه را در بر می گرفت و *نهایتا در دوره* *صفویه بخشی از سرزمین لر*
*بزرگ به سرزمین کهگیلویه و* *سرزمین بختیاری*(لر بختیاری:بخت با او یار است) *موسوم گردید*.
*بنا بر این* *زادبوم و خاستگاه =منشا*
1- *تاج امیر*(معروف به کی تاج امیر زیلایی).
2- *تاج امیر گپ*(معروف به کی تاج امیر گپ زیلایی).
3- *امیر تاج* معروف به امیری.
4- *تیر تاج*(معروف به کی تیر تاج«کی نگین تاج»)؛
*استان کهگیلویه و بویراحمد*بوده است و *در دوره ساسانیان* *جزو استان یا ایالت ارگان«قبادخوره»*
*محسوب می شد*.
🖍️تاج*تاج امیر ؛نگین تاج«تیر تاج»؛تاج امیر گپ؛امیرتاج از بومیان سرزمین کهگیلویه و بویراحمد هستند. طبق قباله ملکی موجود؛سال *496قمری*[[تا سال
*1402خورشیدی؛ *948سال قبل*]]حدود مالکیتی *تاج امیر زیلا* در منطقه بازرنگ
( *یاسوج امروزی بخشی از جغرافیای بازرنگ بود*)را ذکر کرده است و همچنین محدوده ی آن رانیز از *چشمه ریز رنه*
(ضلع شرقی روستای محمود آباد علیا که حدود چهار تا سه کیلومتر با شهر یاسوج فاصله دارد) *تا تنگ مهریان را ارائه نموده است*•
پژوهشگران محترم مستحضرید؛سرزمین های لرنشین از دوران ایلامیان و دوران ایران باستان؛از شرق کشور عراق تا غرب استان پارس را در برمی گرفت.
و به گواه تاریخ؛اجداد و نیاکان لرهای زاگرس نشین جزو سپاهیان؛حکومت های ایلامیان و ایران باستان در جنگ های مختلف بوده اند(به منابع تاریخی دوران ایلامیان و ایران باستان مراجعه شود). *بنا بر این در هر دورانی؛افتخار یا شکست فردی یا گروهی از قوم لر آریایی نژاد؛خوشحالی یا ناراحتی قوم لر را در بر دارند*.
*سرزمین لر بزرگ از سال550*تا 827 قمری*
((مدت277سال))؛ *شولستان(شهرستان های* *ممسنی و رستم* امروزی ازاستان فارس)
؛ *استان کهگیلویه و بویراحمد*؛ *چهارمحال و بختیاری و بخش هایی از استان های خوزستان و اصفهان به مرکزیت ایذه را در بر می گرفت و *نهایتا در دوره* *صفویه بخشی از سرزمین لر*
*بزرگ به سرزمین کهگیلویه و* *سرزمین بختیاری*(لر بختیاری:بخت با او یار است) *موسوم گردید*.
*بنا بر این* *زادبوم و خاستگاه*
1- *تاج امیر*(معروف به کی تاج امیر زیلایی).
2- *تاج امیر گپ*(معروف به کی تاج امیر گپ زیلایی).
3- *امیر تاج* معروف به امیری.
4- *تری تاج*(معروف به کی تیر تاج«کی نگین تاج»)؛
*استان کهگیلویه و بویراحمد امروزی 🖍️
#کوه گیلویه بزرگ*بوده است و *در دوره ساسانیان* *جزو استان یا ایالت ارگان«قبادخوره»*
*محسوب می شد*.
#تری تاج=سه تاج#تاج امیر#۱۲ قبر یاسوج دوره ایلامی#امیران#امیر#نوئی#شاهزاده#ایران باستان#۰۰۰
پژوهشگر:یارمحمد بهگام،تاج امیرگلپابهگام

کوه گیلویه بزرگ

🙋🎻🥀(تاج امیر گلپابهگام) تخلص(سکوت گلپا) (پرتوتابش اندیشه)🖌️🖍️🙋،یارمحمدبهگام*:🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
برآن کوه بودندسه روز=چهارم چو بفروخت گیتی فروز●
اگرشاه گشت ازجهان ناپدید=چو باد هوا از میان بردمید●
دگر نامداران کجارفته اند=
مگرپندخسرو نپذیرفته اند●
ببودندیک هفته برپشت کوه=
سرهفته گشتند یکسرستوه●
پریشان همه زاروگریان شدند=
برآن آتش ازدردبریان شدند●
پیاده فرستیم چندی براه=
بیابند روزی نشان سپاه●
برفتنداز آن کوه گریان بدرد=
همی هریکی ازکسی یادکرد●
زفرزندوخویشان وازدوستان=
وزآن شاه چون سرودربوستان●
پیاده برفتند ودیدند شان=
از آن جایگه برکشیدندشان●
بدان حال بردندشان بازشهر=
ازآن مهتران شان چنین بودبهر●
ازآن هریکی دخمه ای ساختند=
پس ازسوگ ایشان بپرداختند●
جهانراچنینست آیین ودین=
نماندست همواره دربه گزین●
یکی را زخاک سیه برکشد=یکی را زتخت کیان در کشد●نه زین شاد باشد وز آن مستمند=چنین است رسم سرای سپنج●کجا آن یلان و "کیان جهان"=از اندیشه دل دور کن تا توان●چو لهراسب
آگه شد از کار شاه(:لهراسب از ناپدیدشدن کی خسروآگاه شد)=
زلشکرگه بودند با او سپاه● نشست از بر تخت با"تاج"زر=
برفتند گردان زرین کمر●بآواز گفت ای سران سپاه=شنیده همه پند و اندرز شاه●هر آنکس که از تخم من نیست شاد=ندارد همی پند خسرو بیاد●مرا هر چه فرمود
و گفت او کنم=بکوشم به نیکی و فرمان کنم●گنه کار باشد به یزدان کسی=که اندرز شاهان نخواند بسی●چنین داد پاسخ ورا
پور سام=که خسرو ترا شاه بو دست نام●من و رستم و زابلی هر که هست=ز مهر تو بر نگذرا
نیم دست● دریغا گوا "گیو"
روئین تنا=جهانجوی شیر اوژنا بیژنا●
توئی شاه وما سر بسر کهتریم=
ز پیمان و فرمان تو نگذریم● همه مهتران(:بزرگان) خواندند
آفرین=بفرمان نهادند سر بر زمین●زگفتار ایشان دلش تازه گشت= ببالید و بر دیگر اندازه گشت●گزیدش یکی روز فرخنده تر=که تا برنهد تاج شاهی بسر●
چنان چون فریدون فرخ نژاد=بدین مهرگان "تاج" بر سر نهاد●بد آن مهرگان گزین روز مهر=کزین راستی رفت مهر سپهر●
بیاراست ایوان کی خسروی=
برافروخت"ایران"بدو ازنوی●
کنون تاج و اورنگ لهراسب شاه=بیارایم و بر نشانم بگاه●
بپروزی شهریار بلند=کزو یست
امید و بیم و گزند●به نیکی رساند دل دوستان=گزند آید از وی بنا راستان●جهانرا چنینست آیین و سان=بگردد همی زان برین زین بر آن●زمن داستان خواهی از باستان=زگفتار و کردار آن راستان●
نتیجه گیری: کهگیلویه بزرگ بر پایه ی داده های باستان شناسان؛ازدوران پیش از
تاریخ،مسکونی بوده است ویکی از کهن ترین زیست گاه های بشری وکانون های تمدن ایران؛
نقش زیادی درشکل گیری فرهنگ
و تمدن ایرانی داشته است•
همچنین تل کی خسرو دیار تپه ای است در یاسوج،بخش زاگرس جنوبی که بر پایه ی کاوش های باستان شناسان به هزاره ی سوم
پیش ازمیلادبازمی گردد•می گو
یند کی خسرو بربالای این تل؛ کاخی ساخته ودرهمین جا،لهرا
سب را به جانشینی خودبرگزیده است•فردوسی درشاهنامه آورده است:
بیاورد وبنشاند برجای خویش=
زگنجور تاج کیان خواستیش•
تل خسرو یاسوج ازاماکن تاریخی و برگرفته از نام"کی خسرو"
(بزرگ خوش رفتار)کیانی است که بعداز60سال پادشاهی و
ناامیدی ازجهان و اندرزکردن ایرانیان ودادن پادشاهی به لهرا
سب،به همراه30 تن ازسرداران
خودازجمله گودرز؛گیو؛بیژن؛
گستهم؛فریبرزکاوس و..به کوه دنارفتند ودربرف ناپدید شدند●
یکایک ببرف اندرون ماندند=ندانم بدان جای چون ماندند●پهلوانان رستم و زال و..جهت جستجو و نجات آنها به کوه دنا رفتند•
★همی بود'رستم'بدان کوهسار
=همان زال و..وچندی سوار●
مدت یک هفته بر پشت کوه دنا ماندند و به ستوه آمدند●پریشان همه زاروگریان شدند=برآن آتش
ازدردبریان شدند●برفتندازآن کوه گریان بدرد=همی هریکی از کسی یادکرد●نهایتا وقتی کی لهراسب ازناپدید شدن پادشاه (کی)خسرو آگاه شدند؛برتخت شاهی نشست●
چولهراسب آگه شداز کار شاه=ز لشکرگه بودندبااوسپاه●نشست ازبرتخت باتاج وزر=برفتند گردان زرین کمر•←■کوه دنا■رنگ سفیدت■؛ ●رنگ غم ● است•
بدلایل:1-مرگ کی خسرو و 30[عدد سی به معنای سی تا سرداری که همراه پادشاه
<:کی>خسرو در کوه دنا ناپدید شدند و نزد مردم آنقدرحزن و اندوه داشته و داردکه به یادگار آن سی سردار؛به سیم سخت یا سی سخت نام گذاری گردید]تن ازسردارانش بر اثر برف وسرما؛
که به نام سی مسخت<سی سخت>،گردنه بیژن و...تجلی دارد؛2-مرگ66عزیز هم وطن؛
هم استانی و فامیل در29بهمن سال 1396 که بعلت بارش شدید برف و کاهش دید افقی خلبان؛هواپیما از باند خارج شد و به کوه دنا اصابت کرد•
روح شان شادویادشان گرامی.

💧🌧️🌩️⛈️🌨️☁️🌦️🌥️🌥️🌦️☁️⛈️🌩️🌧️💧☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔درود•تل ملیان واقع در نیسایه (بیضا اسلامی)مرکز ایالت انشان ایلامی-هخامنشی بود●همچنین در سال 1324شمسی؛بویراحمد از کهگیلویه مجزا و ضمیمه استان فارس گردید.دردهه1330شمسی در قلمرو ایل باشت بابویی؛شهر دوگنبدان شکل گرفت•درپانزدهم آبان ماه 1336شمسی کهگیلویه نیز از بهبهان جدا شد و شهرستان کهگیلویه بامرکزیت دهدشت تشکیل شد•اما همچنان جزو استان خوزستان بود.سال 1338شمسی چرام مرکزیت کهگیلویه شد.سرانجام در سال1342شمسی فرمانداری کل کهگیلویه و بویراحمد به مرکزیت شهر یاسوج تاسیس شد و به واسطه قلمرو ایل بویراحمد و ملاحظات سیاسی در اسفندماه سال 1355شمسی با همان محدوده جغرافیایی به استان تبدیل شد•