سلاح مرگبار یا قلم،معنویت و فرهنگ
تفکر سلاح قلم و فرهنگ و معنویت مقدم بر هر سلاح گرم و سردی است.ریختن خون انسان های بی گناه در مراسمات گوناگون چهره فرهنگی و فرهنگ عمومی را لکه دار و موجبات بدنامی لر شده است.می طلبد مردمان بدانند سلاح برای دفاع بایست به دست انسان های صالح و افراد سالم داده شود.تعداد قربانی فرزندان و خانوار و نیز امار کشته شدگان در مراسمات لرها طی سالیان و دهه های اخیر کم نبوده است.ایا این ها زنگ خطر برای جامعه انسانی نیست؟
#تاج امیرگلپابهگام🖍️🖍️🖍️🖍️🖍️
*✓من بدونِ تفنگ وجود خارجی ندارم ، هستی من به هستی تفنگ گِرِه خورده و بدان بستگی تام دارد!*
*✓لرها و عربها ، قشون جنگی و تفتگچی داشتند اما شوشتریها و دزفولی ها و بهبهانی ها مکتب و مدرسه. آن ها بجای گرز و تفنگ در دست کودکان و جوانانشان دفتر و قلم و کتاب گذاشتند!به جای سردارانِ جنگی ما، آنها عالم و مدرس داشتند و حجره و کاروانسرا...*
*✓در همین خوزستانِ خودمان ، اقوامی مانند عرب و لر و شوشتری و دزفولی و بهبهانی قرن ها ، با یک زیرساخت مشترک اقتصادی در کنار هم زندگی میکردند ، یعنی اقتصادی مبتنی بر نفت و گاز و کارون و مراتع و زمینهای زرخیز جنوب!*
*✓حال ببینیم در یک سطح کلان تر ، یعنی در ایران وضع چگونه است؛در سویی از کشور، کُردها بودند و شاهسُون ها و قشقایی ها و بختیاریها که تفنگ و تفنگچی داشتند و در مقابل آن ها اصفهانی ها ، یزدی ها ، خراسانی ها و کلا کویر نشینان ، که بجای تفنگ ، مدرسه داشتند و کتاب و کتابت!*
*✓با یک نگاهِ اجمالی بخوبی در می یابیم که عاقبتِ تفنگ و تفنگچی های اهلِ میدان جنگ و فرزندانشان به کجاها کشید و بادیه نشینانی که صندوقچه ها و قفسه های خانه شان پر بود از کتاب و حجره هایشان محل ترویجِ علم و دانش و اقتصاد ، فرجامشان چه شد؟!*
*✓اگر آمار فقر ، فلاکت ، دزدی، خودکشی ، بیکاری و اعتیاد این اقوام و شهرها و روستاها را با هم مقایسه کنیم ، نتیجه سرسامآور است!*
*✓در شهرها و روستاهای ما تفنگچی ها ، فاجعه بیداد میکند و در شهرها و روستاهای آن ها ، رفاه و آسایش و آرامشی نسبی وجود دارد.*
*✓حتی تفنگ نیز از عملکرد خویش پشیمان و شرمگین است چون رسالتی جز کشتن ندارد، اما ما هنوز که هنوز است وقتی میخواهیم بگوییم "هستیم" ، هستی مان را در وجود یک سلاحِ مرگبار خلاصه می کنیم و به نمایش می گذاریم.*
*✓در مراسم های شیون و شادی امان ، در حالی که تفنگهای امروزی ما در برابر سلاح های مرگبارِ عصر حاضرِ جهان به مثابه ی همان تیرو کمانِ ساده ای است که صد سال پیش ابزار تفریح کودکان بود و با آن به شکار گنجشک میرفتند و ستاندنِ جانِ قورباغه ها ، دلمان خوش است که سینه ی آسمان بی دفاع را نشانه میرویم تا روی فلاکتمان پرده ای بکشیم.*
*آیا شرایط سخت زندگیِ امروز ما نتوانسته به ما ثابت کند که کتاب و علم و دانش و آگاهی و اندیشه بر هر سلاحی پیروز است؟*
*#تفنگت را زمین بگذار*
🌿🌿🌿🌿🌱🌱🌱🌱🌹🌹🌹🌹**چند شب پیش در تالاری سلاح خودکار رگباری اورده بودند،کسی امده بود گفته بود گروه موزیک و خوانندگی کار نکنند تا سلاح ها برداشته شود،فرد یا افرادی اصرار بر داشتن و کابرد سلاح داشتند،گروه نوزنده گفتند ما ادامه نمی دهیم تا سلاح ها از صحنه کنار نروند سرانجام افراد مسلح قانع شدند و عده ای پس از وداع رسمی مورد نداشتن سلاح را گوشزد و تاکید نمودند.بنابراین لرها مانند سایر نقاط ایران در مراسمات سلاح حمل نکنند.حمل سلاح و ایجاد حادثه تلخ موجب می شود که این همه کلمات شنیع و نامربوط به لرها نشانه و رد و بدل و ایجاد طرحواره های منفی و فقدان فرهنگ عمومی را به دنبال داشته باشد.**
🖍️🖍️🖍️**خشم و ✓تعصب نشانگر✓ ناکامی و✓ پرخاشگری نتیجه ✓مستقیم✓ ناکامی و✓ سرکوب روانی و تقاضا های✓ عقلانی و قانونی است۰✓جامعه و فرد✓ برخوردار کمتر دچار بیراهگی های از نوع ✓رفتار لمپن ها و ✓پست عقل ها می شوند.#غالبا تفکر ✓خشونت و ✓غضب و ✓تعصب از فرهنگ عمومی و سطح دارایی برمی گردد۰**
#تاج امیرگلپابهگام☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آریانپور بهرام نوئی
**اسلحه برنو**برای نخستین بار در تاریخ روز هفتم بهمن ماه ۱۳۰۹در زمان رضا شاه بعنوان اسلحه رسمی ارتش ایران تحویل ارتش گردید در سال 1303 خورشیدی بود که رضاخان لایحه «خدمت اجباری نظام وظیفه» را که 36 ماده بود، به مجلس چهارم شورای ملی تقدیم و یک سال بعد نیز مجلس در شانزدهم خردادماه آن را تصویب کرد و اینگونه بود که مردان بالای 18 سال ایرانی مکلف شدند دو سال سرباز نظام باشند که به سربازی «اجباری» معروف شد پس از آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ خورشیدی جهت تقویت پادگان هاوتوان نیروی ارتش و برای دفاع احتمالی ازجمله متفقین به ایران فراخوانی دال بر عزیمت نیروی جوان جهت انجام خدمت اجباری به مناطق مختلف و طی ان توسط هنگ بهبهان به مناطق عشایری ازجمله مناطق ☆لر نشین استان ☆ اعلام و تعدادی از افراد توسط کدخدایان وقت انتخاب و معرفی و به خدمت اجباری اعزام گردیدند در منطقه سرفاریاب روستای پاده جناب اقایان کی باباخان اوشال از ایل بزرگ نوئی طایفه بوائی وجناب اقایان میرلطفعلی آکده و اقای پروهان از طایفه سادات جهت رفتن به خدمت اجباری انتخاب که دونفر اخری به دلایلی از انجام خدمت اجباری انصراف و تنها کی باباخان جهت انجام دوره اموزشی سربازی تحت نظر هنگ سلحشور شیراز در تل خسروی اعزام و پس ازپایان دوره اموزشی سربازی به عنوان یکی از نیروهای زبده هنگ جهت گذراندن ادامه خدمت به شیراز برده شد، با اغاز جنگ جهانی دوم هنگ سلحشور شیراز جهت مقابله با نیروهای متفقین (امریکا، انگلیس، روسیه) به طرف مناطق اشغالی اعزام و در بین راه و در دشت بوستان باشت بابویی مرکز اقتدار آن زمان بابویی جهت استراحت اردوگاه خویش را برپای نمودند•در زمان منصور باشتی مرکز از بوستان به باشت بابویی امروز منتقل شد•
**کی باباخان اوشال** بعنوان سرجوغه بافرمان فرمانده هنگ جهت جمع نمودن تعدای از نیروها که دراطراف خیمه و چادر زده بودند با توهین ناموسی گروهبانی مواجه فورا تصمیم گرفت به هر نحوی که شده از خدمت اجباری سرباز زند نقشه فرار خودرا با دوست و هم خدمتی خویش به نام رحمت ا.. از طایفه گورزی درمیان نهاد و شبانه در وقت کاری ایشان ازتاریکی شب استفاده، سلاح های خود(برنو) را برداشته، اردوگاه راترک نمودند •وی به مناطق خویش مراجعه به این ترتیب نخستین اسلحه رسمی ارتش وارد مناطق عشایری استان کوه گیلویه و بویراحمد گردید•این ماجرا داستانی طولانی دارد و تنها به این نکته اشاره می کنم، بعدها به دلایل تنش بین کدخدایان وقت اقایان میرشرمت ا... داور پناه موسایی از سادات امام زاده علی (ع) و میرزاعلی محمد داورپناه از سادات امام زاده علی (ع) از یک طرف و سید مختار دولتخواه بازبیری از سادات امام زاده علی (ع) از طرف دیگر به جهت بردن کی باباخان به مقروقلعه حکومتی خویش اسلحه برنو بدست سید مختار دولتخواه افتاد که گویا هنوز در خانواده و وارث وی نگهداری می شود• روایان بیان می کنند که در غائله سمیرم درسنه ۱۳۲۰ خورشیدی؛ گرفتار وکشته شدن تعدادی از نیروهای بویراحمدی توسط توپخانه ارتش سمیرم، با منهدم کردن و خلع سلاح آن توسط اسلحه نیمه خودکار موجود در دست بویراحمدی ها امکان نداشت• با بکارگیری همان برنو و هدف قراردادن خدمه و سرنشین توپخانه ورق جنگ به نفع نیروهای بویراحمدی برگشت این واقعه تاریخی دربین همه مردم طوایف منطقه سرفاریاب رایج و معروف هست• **کی باباخان اوشال** در سال ۱۳۸۲ درسن ۹۸ سالگی درگذشت
روحش شاد و یادش گرامی باد.
بهرام اریانپور نوئی
اغلب مطالب وبلاگ جامعه شناسی تاریخی است...