مردان و زنان جامعه شناسی تاریخی

(تاج امیر گلپابهگام) تخلص(سکوت گلپا) (پرتوتابش اندیشه)*:
•بسم الله الرحمن الرحیم•
[۱/۱۳،‏ ۲۳:۲۵] گلپا•فرهنگ اقتصادی•تولید•:
تاج امیرگلپابهگام پرتوتابش اندیشه سکوت گلپا
روز مرد مبارک
مردان و زنان راست قامتان جامعه و تاریخ....
تقدیم به پدران و مادران پاک سرشت سرزمینم و همه جوامع انسانی و به پدران و مادران مخلص و شایسته محروم....
تقدیم به مولایمان علی (ع) "" تنهاترین تنها ""به قول مردمردانه اندیشه نابغه قرن معلم شهید دکتر علی شریعتی مزینانی و مرحومان پدر و مادر مرحوم عبدالمحمد بهگام نوئی و مرحومه چمن فروزان بابکان••••**
مردانی که با سختکوشی و راسخ به شرافت و کرامت انسان پاسخ داد. انجا که نشد، نتوانست، دانست که بایست اما نتوانست. تا توانست و دانست سخت کوشید. اما گاهی فضا و میدان برای بایست ها و ادای دین و تکلیف پشتیبانی نمی کنند و می ماند آن مستاصل آتش سوزان برای گرم کردن کانون مهر و مهرورزی... پدران و مادرانی که عشق و امیدشان به ساطع نمودن نور برای فرزندان و تربیت آنان برای ایجاد جامعه ای نمود و آباد است. پدران می دانند و می خواهند و کفایت لازم را دارند اما گاهی عوامل مالی و مادی پشتیبانی نمی کنند. این است که قدر پدران و مادران را زمانی می دانند که این مسئولیت خطیر را بپذیرند.باور به ادامه نسل ها و انتقال روح و حیات به کالبدی و به کالبدی،بر حسب رسالت انسان و پاسخ به عواطف پاک انسانی سبب شده است،پدران و مادران نقش مسئولیت پذیر پدر و مادر بودن را بپذیرند.با وجود درک و فهم جایگاه و رسالت خطیر پدران و مادران توسط فرزندان و جامعه انسانی ممکن است استطاعت و یارای پاسخ به احساسات و عواطف پاک انسانی خود را نداشته باشند و شرمنده تر از پدران و مادران آنان هم شرمنده باشند . این سبب خشکاندن احساس می شود•این روند در جامعه و تاریخ سبب شد و می شود که نسل ها دچار گسست شوند و به تبع آن نهاد خانواده آسیب جدی ببیند که دیده است.برداشتن و کاهش بار سنگین بر دوش پدران و مادران می تواند راه حل داشته باشد تا آسیب ها بر این اقشار ممتاز و نمونه به حداقل برسد.
*» تاج امیرگلپابهگام**
نام مرد شمیم عطر آگین خلقت است.
عطر واژه مرد در فرهنگ لغات، رنگ خوش سپیده دمان و سوگند محکم هر پیمان است. نام مرد بوی نان و بهشت و زندگی است.
روزت مبارک🌹🌹
📚 روز مرد، فرصتی است برای تقدیر از تمام مردانی که در زندگی‌مان نقش‌هایی معمولی اما بسیار ارزشمند دارند؛ مردانی که شاید در هیاهوی زندگی کمتر دیده شوند،مرد بودن تنها به قدرت نیست، بلکه در کنار آن، صبر، عشق و مسئولیت‌پذیری معنا پیدا می‌کند. هر مردی که با دستانش، زندگی را می‌سازد و با دلش، مهر می‌ورزد، قهرمان زندگی‌اش است.
به شما مردان عزیز، که با کار، محبت و تلاش‌های روزانه خود زندگی‌ را بهتر می‌کنید، تبریک می‌گویم.
روز مرد مبارک
ای ارجمند مرد ، سخاوت از دست تو نام گرفت ، شعف از چشم تو یاد آموخت ، اخلاص از لبان تو ذکر گفت ، جوانمردی وامدار توست. روز مرد بر شما مبارک باد.
مرد واژه ای مُذهب در فرهنگ واژگان کتاب بزرگ حضرت دوست است. روز مرد را به شما تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایتان خوشی و خرمی در کنار عزیزانتان از خداوند مهربان خواستارم
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
میلاد سراسر نور و دانایی اوّلین ستاره فروزان آسمان ولایت و امامت، مولی‌الموحدین حضرت امام علی علیه السلام را خدمت همه یکتا پرستان و دوستداران اهل بیت سلام الله علیهم، به ویژه جنابعالی و همه مردان نیکنام و بزرگ روزگار و پدران والامقام، تبریک و تهنیت عرض نموده و روزگاری سرشار از برکت و معنویت، از درگاه خداوند متعال برای شما عزیزان و خوبان، خواهان و خواستارم.
پدر، مردی است که در سکوت و گاهی در شلوغی زندگی، *قامت خود را بر اصول عدالت و شرافت* استوار می‌کند. او نه تنها در کنار همسرش *همسفر* است، بلکه در هر قدم، *نمادی از مردانگی، مسئولیت‌پذیری و اراده‌ای بی‌پایان* به شمار می‌آید. *پدران، این نعمت‌های بی‌بدیل خداوند*، با اقتدار و عشق، همگان را به سوی عدالت و آزادی هدایت می‌کنند. *در این روز مبارک*، *یاد تمام پدران از دست رفته که با وجود غیبت‌شان، حضور روحانی‌شان در قلب‌های ما جاودان است، گرامی می‌داریم.*
*پدرانی که در سرزمین ایران، برای تحقق سلامت و رفاه خانواده و جامعه، همیشه پیشگام بوده‌اند و با فرهنگ غنی و افتخارآفرین ایران، راه‌های روشنی را برای نسل‌های آینده باز* کرده‌اند. هر پدر یک قهرمان است که در سخت‌ترین لحظات زندگی، *در کنار همسرش، با دلی پر از دعا و امید، نه تنها در خانه بلکه در جامعه، پیام‌آور آزادی، کرامت و شرف است.*

*در این روز عزیز، دعا می‌کنیم که خداوند بر همه پدران، چه در قید حیات و چه در آغوش خاک، رحمت و برکات خود را نازل* کند و *همگان در سایه هدایت و محبت الهی، سلامت و سعادت را تجربه* کنند. *تبریک ما به همه پدرانی است که با تمام وجود در راه مردانگی، اخلاق و احترام به فرهنگ و تاریخ این سرزمین می‌کوشند.*
مردان و زنانی که راست قامتان جامعه و تاریخ و کاریزمای مردمان اند....
با وجود همه تلخی ها و شکست ها و نامردی ها، پدران و مادران، راست قامتان بودن و هستندگی معنی دار، با عزت نفس و اعتماد بنفس، بر پایه کرامت و شرافت انسانیت انسان و خشنودی ذات قدرت پنهان جهان ادامه دادید و انسان کامل بودن خویشتن خویش را در گاهواره گذار و گذرگاه سخت و ناجوانمردی ها،شرافتمندانه بروز و نمود دادید، بر شما خفتگان در خاک در شیرازه فرهنگ و تمدن آن خفتگان زنده و بر زندگان بیدار و همه آگاه جامعه و تاریخ درود بیکران باد.آزادی عقل و عدالت مظاهر عقلانیت انسان است،انانکه برای جامعه انسانی و ترویج حقیقت،ایجادجامعه ای آباد و نمونه مساعی خویش را بکار بستند،قابل ستایش اند.•••••••
تاج امیرگلپابهگام

جنگ های صلیبی و صلاح الدین ایوبی

جمعی ازلرها؛جزو نیروهای
صلاح الدین ایوبی بودند.
473/670خورشیدی.....
پژوهشگر:یارمحمدبهگام
سرزمین لرها در زمره و دسته ی زیست گاه های پیش از تاریخ به شمار می رود.لرستان به معنی سکونت گاه مردم لر است و واژه ای است که به سرزمین لرنشین اطلاق می گردد و به معنای گسترده،جغرافیایی است که "مردم لر" در آن سکونت داشته و دارند.(برای آگاهی بیشتر به کتب تاریخی مولفان؛حمداله مستوفی،معین الدین نطنزی،دکترسکندرامان الهی بهاروند؛احمد اقتداری،علی سینا برقک و....مراجعه شود)چنانچه به گواه تاریخ؛لرها همچون دیگر اقوام ایرانی الاصل آریایی نژاد و از دوره اسلامی دیگر اقوام غیرایرانی الاصل؛میهن دوست ومدافع سرزمین و مرز و بوم ایران بوده اند.فضل اله العمری مولف مسالک الابصارفی ممالک الامصار آورده است:لرها در سراسر منطقه شام و همچنین در مصر سکونت داشته اند و چالاکی و زرنگی آنها زبانزد بود.همین عامل زبردستی و چالاکی آنها؛صلاح الدین ایوبی(کردنژاد؛رهبرمسلمانان در جنگ های صلیبی بامسیحیان بودند)را به وحشت انداخت و آنها را وادار به برگشت به لرستان(سرزمین و زادبوم لرها)نمودند.بنا بر این با به قدرت رسیدن اتابکان یا پادشاهان لرستان که ریشه در فضلویان دارند و گروهی از ایلات شبانکاره(چادرنشین)
دوره ساسانی آریایی و اوایل دوره اسلامی بودند؛اجداد اتابکان<پادشاهان>یا امرای لرستان به همراه گروه هایی از لرهای ساکن جبل السماق
<کردستان سوریه>و دیگر مناطق که جزو نیروهای صلاح الدین ایوبی کردنژاد بودند از جبل السماق شام و دیگر مناطق به سرزمین اجدادی شان لرستان برگشتند.در نتیجه؛نظریه ی مورخان و پژوهشگرانی که بدون مستندات ومدارک تاریخی معتبر و تنها بر پایه ی حدس و گمان؛اصالت اقوام و طوایف را قلم فرسایی نموده اند و می نمایند.ضمن اینکه واقعیت تاریخی نداشته و ندارند؛موجب تحریف و تغییر هویت و اصالت اقوام و طوایف شده اند و می شوند.

تاج امیرگلپابهگام
جنگ‌های صلیبی به سلسله‌ای از جنگ‌های مذهبی گفته می‌شود که به دعوت پاپ توسط شاهان و نجبای اروپایی داوطلب برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدسی که در دست مسلمانان بود به‌پا شد. صلیبیان از تمام نقاط اروپای غربی در جنگ‌هایی مجزا بین سال‌های ۱۰۹۵ تا ۱۲۹۱ (۴۸۸ تا ۶۹۰ ه‍.ق - ۴۷۳ تا ۶۷۰ ه‍.ش) شرکت داشتند. جنگ‌های مشابهی نیز در شبه‌جزیرهٔ ایبری و شرق اروپا تا سده ۱۵ (۱۰۹۵ تا ۱۵۰۰، حدود ۴۰۰ سال) برپا بود. مبارزان صلیبی یا به اختصار صلیبیون، مسیحیان کاتولیکی بودند که علیه مسلمانان و مسیحیان ارتدوکس در قلمرو روم شرقی و در ابعاد کوچک‌تر با اسلاوها و بالت‌های پگان، مغولها، و خوارج مسیحی می‌جنگیدند؛گرچه بعضی از اوقات مسیحیان ارتدوکس با صلیبیون متحد می‌شدند و علیه مسلمانان می‌جنگیدند. صلیبیان، توسط پاپ مورد تکریم قرار گرفته و آمرزیده می‌شدند

اغاجری ها، اقایی کوه گیلویه و بویراحمد

🌹🌹:
جامعه شناسی تاریخی برادران بهگام را مطالعه بفرمایید و کتاب جاویدوند در گذرگاه جامعه شناسی تاریخی تاج امیرگلپابهگام
09017412062///09171465074
🌹🌹🌺🌺🌹🌹🌺🌺🌹🌹🌺🌺📚
آغاجری در گذرگاه تاریخ
*همراه با معرفی مورخانی که لرنژادی بیات جامه بزرگی ها را تایید نموده اند.*
*پژوهشگر:یارمحمدبهگام*
*آغا:واژه آغا از کلمه ترکی آغاج*(به معنی چوب) و *آغاج از کلمه ترکی آغاج ایری یا اری*(به معنای مرد جنگل یا مرد بیشه) *مشتق و جدا شده است.*وبه *لحاظ قومی؛ طایفه آغاجری*؛ *گروهی از ترکان اوغوز*
(جدقبایل ترک زبانان)هستند که بر *اساس سکونت* در *حدود بیشه زارها یا جنگل به آغاج ایری* به *معنای مرد بیشه یا مرد جنگل معروف شدند.* *بعلاوه آغاج ایری یا اری با تحریف و تغییر به آغاجری تبدیل شده است• *نهایتا واژه آغا از کلمات ترکی*: *آغاج و آغاجری* مشتق و جدا شده و به *عنوان پسوند مردان* اکثریت طوایف ۱۴ گانه ی با قومیت های:ترک نژاد-- لرنژاد--آذری نژاد--تاجیک نژاد:«قبایل ایرانی غیرترک وعرب» ---دیلمی آل بویه ایرانی نژاد ؛ *اتحادیه ایل آغاجری رایج شده است.*
❌ *نظریات برخی از مورخان در ارتباط با آغاجری بدین شرح است*:
*۱-ولادمیرمینورسکی معتقد است*: *تیره های ترک تبار ایل آغاجری:افشار؛بیگدلی؛چغتایی و قره بیگلو می باشند.*
*۲-عبدالرحمن ابن خلدون در کتاب مقدمه ابن خلدون ص۱۳نوشته است*:اصطلاح ترکمانان در قرون بعد شمول بیشتری یافت و بر قبایل قبچاق و خلج؛قنقلی و آغاجری اطلاق شد•
*۳-ابوالغازی بهادرخان در کتاب شجره تراکمه ص۳۱ آورده است*: *آغاجری از قبیله ترکان اوغوز است*و قبیله ی آغاجری به همراه دیگر قبایل اوغوز و برخی هم به منطقه ی آناتولی ترکیه مهاجرت کردند و برخی از آنان نیز به شمال دریای سیاه* مهاجرت نمودند.
*۴-ابن بی بی(امیر ناصرالدین حسین)در کتاب الاوامر العلا ئیه فی الا مورالعلا ئیه به کوشش عدنان صادق ارزی ونجاتی لوغال ص۶۱۸ آورده است*: ترکمانان اوغوز در پی استیلای مغول و ‌نامساعد شدن شرایط زندگی؛سرزمین خود؛ماورای سیحون(بخشی از جغرافیای کشورهای قزاقستان و قرقیزستان)را ترک کرده و راهی ایران و آسیای صغیر
(آناتولی بخش شرقی ترکیه امروزی)شدند. *گروهی که در نواحی جنگلی مشرعش واقع در آناتولی سکونت گزیدند؛آغاج اری:مرد جنگل نامیده شدند.*
*۵-* *ابوبکر تهرانی در کتاب دیاربکریه؛ج۱؛صص۳۷-۱۴۷ نوشته است*: *همزمان با تشکیل ∆دولت قره قویونلو∆؛ قره یوسف از حکمرانان قره قویونلو؛آذربایجان را تصرف کرد و همزمان تیره های متعدد ترکمانان نواحی مرزی آناتولی شرقی از ∆جمله آغاجری ها∆ با وی به ایران آمدند.*
*۶-رشیدالدین فضل اله در کتاب منتخب التواریخ نوشته است*: *آغاجری مرکب از دو واژه ترکی*: آغاج به معنی درخت و ار به معنای مرد است که مفهوم بیشه را می دهد.*
*۷-*علی اصغر صیاد لک* در *کتاب شجره قوم ترک ص۸۵ آورده است*:
*نام آغاجری بعد از اوغوز خان در میان قبایل اوغوز پدید آمدو به طایفه ای از آن ها که در درخت زارها و نزدیک بیشه یورد داشتند،اطلاق شد وبه معنای مردان بیشه است.*
*۸-حمید رضا میرمحمدی در کتاب پژوهشی بر نام شهرها و آبادی های ایران صص۴۹-۵۰ نوشته است*:
نام شهر آغاجار واقع در خوزستان ونام این شهر تحریف شده *آغاجری* است که نام طایفه ای است که به صورت آقابری هم ضبط شده است. *این قبیله از ترکمانان اوغوز ساکن ماوراءالنهر است*.و رشیدالدین فضل اله؛اصالت آنها را به اشتباه به مغولان می رساند که نخست با چند طایفه دیگر به نام «آیغور»خوانده می شدندو سپس به *سبب اینکه در حدود بیشه ها سکونت داشتند؛آغاج ایری به معنی مرد بیشه نامیده شدند*.می توان گفت *🔺آغاجری ها🔺 با 🔹قبایل افشار🔹(ترکان افشاری)به نواحی فارس و کوه گیلویه آمدند.*
*۹-⬅️جمشید حسینی خواه در کتاب بویراحمد و رستم گاهواره تاریخ آورده است*:
*عده ای را عقیده براین است که⬅️جامه بزرگی های آغاجری از سرزمین لرستان➡️به کهگیلویه آمدند.*
*۱۰-پروفسور فاروق سومر در کتاب تاریخ تشکیلات طایفه ای وحماسه ها نوشته است*:
نفوس قراقویونلو با الحاق سایر ترکمن ها به صورت جمعیتی بزرگ در آمد.مهم ترین طوایفی که موجب بوجود آمدن این جمعیت شدند؛عبارتند از:
سعدلو-بهارلو-آلپاگوت«غوت»-دوخارلو- *آغاجری*-حاجیلو-
قرامانلو-چکورلو.
*۱۱-حمداله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده ص۵۶۷نوشته است:طایفه* *آغاجری از قدیم ترین ترکمانان مهاجر در آناتولی بودند و به سبب اشتغال در صنعت چوب به جماعت تخته چیان اشتهار یافتند•و بیشتر ماخذ؛آنان را از ترکمانان اوغوز گفته اند.*•

*۱۲-⬅️دکتر منوچهر کیانی در کتاب سیه* *چادرها* به
*استناد کتب*؛قزلباشان از هاشم محدث؛ایلات و عشایر از دکتر سیروس پرهام و نوشته های مرسدن؛ابر لینک و شیل ص۲۵۵ آورده است*:
*🔺تیره های جامه بزرگی*-
*فیلی-وندا از لرهای غرب ایران هستند* که *در دوره قاجاریه به ایل قشقایی پیوستند.*
*۱۳-⬅️علی اصغر صیادلک در کتاب قوم زند لک در ایل قشقایی* ص۱۹نوشته است:
*🔺تیره های لرشامل گشتاسب-فیلی*-
*جاویدی-جامه بزرگی-وندا*-
*بابویی- *کرونی و غیره در ایل قشقایی* پراکنده هستند.*
*۱۴-⬅️حسین جدی بایات* درکتاب پیوستگی قومی و تاریخی اوغوز صص۴۴-۴۵ نوشته است:کل
*صحرای محال خانه زنیان*(فارس)
*مرتع دواب و اغنام ایل های کرانی*و جامه بزرگی*
( لرنژاد) *است.*
*15-❎استاد علی سینا برقک؛پروفسور سکندر امان الهی بهاروند و دکترآریوبرزن دهقانی؛لرتباری جامه بزرگی ها را تایید کردند.*
*یادآوری می شود:بیات جامه بزرگی لر:بیات چون ملبس به جامه چوخا* (گویش لری؛چقه) *بودند؛به همین دلیل به بیات جامه بزرگی معروف شدند.*❎بعلاوه *یکی از نوادگان*بیات جامه بزرگی لر؛*آقا(آقابه معنی بزرگ) که به قاسم اقا گفته شده اما در همه مناطق جامه بزرگی ها به اقا گفته نمی شوند.*
*طوایف جامه بزرگی لر است *:
*آقاعلی رضایی*
*آقامحمدشفیع نرمابی*
*آقا نقی بابکانی*
*آقاقربان علی زنگوایی*
*آقامحمدخان تل گاهی* *هستند که در استان کهگیلویه و بویراحمد به ایل آقایی معروف می باشند.*
*↔️قابل ذکر است؛واژه آقا به معنی بزرگ؛صفت(ستودن) تفخیم و بزرگداشتن و احترام است که پیشوند نام مردان ایل آقایی در استان کهگیلویه و بویراحمد؛متداول و رایج است.* در صورتی که *پیشوند نام جامه بزرگی های لرنژاد* ساکن دیگر استان ها ازجمله *کرمان*؛ *فارس*، *چهارمحال و*
*بختیاری*، *لرستان و غیره*:
*کا-کاکو-کاکا-آ«مخفف آقا» *-گو(:داداش؛کاکا؛پهلوان؛شجاع) و.....رایج است.*

کیوکوشین

https://imgurl.ir/uploads/v428582_IMG_20241225_212655_617.jpg

شیخ و مشایخ و سکاهای ایرانی تبار

■■■شیخ ومشایخ ■■■
و
■■سکاهای ایرانی تبار■■
پژوهشگر:یارمحمدبهگام
زگیتی دو کس را سپاس
یکی حدشناس ودگرحق شناس
*شیخ*:به معنای پیر؛مرشد،
مردبزرگ،دانشمنداست. شیوخت:به معنای پیرشدن وپیری است.نهایتامشایخ:به معنای پیران و مرشدان است.در مجموع واژه شیخ؛واژه مشترک ایرانی وعربی می باشد.در *کتاب سیسیل ادموندز* ترجمه ابراهیم یونسی نوشته است:شیخ؛فردی که به واسطه ی عبادت به این درجه می رسد•
در سده ی چهارم پس ازمبارزه ای سخت و طولانی؛آراء و عقایدی که عده ای بسط داده بودند در چهارچوب مذهب سنت پذیرفته شد. *عارفان اولیه به صوفی* شهرت یافتند. *نظام صوفی گری به مذهب توده ها تبدیل شد* و *مریدان برجسته ای بواسطه ی زهد و دانش شهرت داشتند* در
*طریقت های درویشی* متشکل شدند.در راس چنین طریقتی یا شعبه ای از آن؛ *شیخ یا پیر جای دارد*.این شیخ یا پیر در *مقام مرشد است* و شخصی که از او پیروی می کند؛مرید او و تعالیم او *طریقت است*.جایی که *شیخ یا پیر* تاسیس می کند و در آن به نشر تعالیم خود می پردازد؛ *تکیه یا خانقاه نام دارد.*مرید پس از این توبه کرد؛طریقت را از مرشد دریافت می کند* و مرشد آن را به او می دهد.وقتی در این راه تبحر یافت ممکن است *شیخ به او تصدیق بدهد* و او را خلیفه یا *جانشین خویش گرداند.* آن گاه *حق دارد تعالیم را به دیگران ابلاغ کند.* اگر به مدارج کافی از *تبحر و پختگی برسد ممکن است مقام شیخوخیت احراز کند* و *مرشد نسل جدیدی از مریدان گردد.* *با رسیدن شاه اسماعیل شاه اسماعیل بنیاد گذار سلسله صفویه به سلطنت ایران این شقاق و جدایی تشدید و دوام آن تامین شد و مذهب شیعه به عنوان کیش رسمی بر کشور تحمیل شد.*
ازطرفی *محمدحسین پایلی یزدی درکتاب فرهنگ آبادی هاصص350-351آورده است*:رایج ترین نام ازفرهنگ اسلامی درآبادی های ایران
*"شیخ"* است• *برخی از*
*آبادی های ایران*به واسطه ی آنکه مدفن بزرگانی*این چنین قرارگرفته اند*به این نام "شیخ"موسوم گردیده اند.* تنها گروهی از مشایخ ایران از نسل و *دودمان جابرپسر*
*عبداله انصاری هستند* و
*اکثریت مشایخ ایران ازلحاظ نژادواصل ونسب تناسبی* *به شیخ جابرپسرعبداله انصاری ندارندوتنها شهرت مشترک انصاری دارند.*
*در مجموع؛واژه شیخ در میان مردم عرب به بزرگان طوایف و همچنین در دوره صفویه به حاکمان کشوری و بزرگان منطقه ای؛اطلاق می شده است.*
*همچنین دکتر رقیه بهزادی در کتاب قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران صفحات103؛104؛112آورده است*:■ *سکاها* ■ به طور اخص در واقع؛قوم عمده ای از یک گروه عظیم بیابانگرد بودند که طوایف شان را نمی توان با اشارات پیشین به آنها از یکدیگر تمیز داد و تعیین کرد.شاید بتوان آغاز تاریخ آنان را
*حدود1700 پیش ازمیلاد دانست.* *به طور کلی؛بیشتر پژوهشگران در این نکته باهم توافق دارند* که■سکاها■،
*جزو قوم آریایی و ازنژاد*
*ایرانی بوده اند.* (ص258؛
رنه گروسه معتقد است که سکاها از نژاد ایرانی بویژه از ایرانیان شمالی بودند)،تنها حقیقت مسلم این است که زبانی که در میان طوایف بیابانگرد بکار می رفت؛اساسا یک زبان ایرانی بود.ولی ممکن است که بیشتر وابسته به زبان اوستایی بوده باشد تا به زبان پارسی باستان. *هرودوت می پنداشت که سکاها از آسیا آمده اند و در تاریخی نامشخص از ساکنان کناره دریای سیاه جدا شده اند.*
📚🖍️📚🖍️📚🖍️📚🖍️
*سکاها*؛ *آپیا-فلوس الهه زمین؛اویتو سوروس-آپولو خدای خورشید*؛آرتیم پئاسا،
*ونوس آسمانی یا الهه ی ماه را می پرستیدند.*
*سکاها،قربانگاه نداشتند.*
*افزون بر این؛دکتر رقیه بهزادی ص 260 به نقل از امان اله قرشی مولف ایران نامک نگاشته است*: *سکاها در* *هزاره های دوم و اول پیش از میلاد؛دارای دینی برخاسته از آیین کهن*پرستش عناصر طبیعت همچون آسمان؛خورشید و ماه بودند* و
*⬅️سرداران و∆شیوخ∆هر طایفه*[ *بزرگ هر طایفه*]؛ *امور دینی و دنیایی آنان را در دست داشتند.➡️*
نگارنده یارمحمد بهگام؛
*سنت های فرهنگی*(خط و زبان و....)در حوزه ی واژه ها؛اسامی،مکان ها وغیره در حکومت های قبل ازتاریخ؛دوران ایران باستان و دوره اسلامی؛متفاوت بوده اند.
*ممکن است شیوخ طوایف*
[ *بزرگان طوایف*] *که قبل از تاریخ بویژه دوره سکاهای ایرانی؛امورات دینی را بر عهده داشتند.*در دوره ایران باستان؛کلمه■شیوخ■به■مغ که هم نام طایفه ای از طوایف قوم ماد آریایی بودند و هم امورات دینی و اجرای مراسمات در آتشکده ها را عهده دار بودند■؛تغییر کرده باشد.*بر این اساس؛احتمالا اکثریت مشایخ ایران از قوم ماد و از طایفه مغ (مغ ها) باشند.*چنانچه حسن پیرنیا در کتاب ایران باستان ص60 به نقل ازهرودوت مورخ یونانی که پدر تاریخ لقب دارد؛نوشته است*:
*مادهادرعهد قدیم موسوم به آریان بودند و بعدها خود را ماد نامیدند.هرودوت نوشته که قوم ماد به شش طایفه تقسیم شده بودند*: بوزها--
پارتاکن ها--استروخات ها--اری زانت ها--بودین ها-- *مغ ها.*
*مغ ها*: *امورات دینی را در دست داشتند.*حتی تا دوره ساسانیان از دوران ایران باستان؛که مذهب رسمی کشور ایران زرتشت بود؛مغ ها*،
*امورات دینی و اجرای مراسمات مختلف درآتشکده ها را بر عهده داشتند.*
*بعلاوه دکتر رقیه بهزادی ص 261نوشته است*:قهرمان حماسه ای که در هزاره ی دوم پیش از میلاد در سراسر بین النهرین فرمانروایی نیمه الهی و جوان در ■ *اوروک* ■از پدری کاهن و مادری الهه به دنیا آمد•وی در زیبایی و نیرومندی سرآمد همگان بود و با "انکیدو" به نبرد پرداخت و سرانجام صلح کردند• *بالاخره بر اساس منابع تاریخی همچون الواح سومری تالیف سامونل کریمر؛باستان شناسی غرب ایران تالیف فرانک هول؛مبانی باستان شناسی ایران تالیف صادق ملک شهمیزادی*:
*سومریان را وارث فرهنگ عبیدی ها*( *به معنی پرستش خدا.عبیدی ها:مردمان ایرانی پیش از سومریان بودند*) *می دانند. *عبیدی ها*؛ *سفال سازی را به گونه ی تجاری در آوردند و پایه های مذهبی*
<سپسین بین النهرین> *را پایه گذاری کردند و *کهن ترین تمدن بین النهرین مربوط به به دوره های عبید ایرانی و اوروک است* که بر اثر اختلاط دو نژاد عبید ایرانی از مشرق و اوروک سومری از مغرب؛ *نخستین کشور متمدن جهان در جنوب بین النهرین بوجود آمد و بعدا کشور سومر تاسیس شد.*همچنین با مهاجرت ایرانیان*سرزمین نوین؛فرهنگ خود را انتقال داده و فرهنگ عبیدی را که پایه گذار فرهنگ سومری و دیگر بین النهرینی ها شد؛پدید آوردند.*
نگارنده یارمحمدبهگام؛بر اساس نظریه:1-دکتر رقیه بهزادی در کتاب آریاها و ناآریاها ص 40؛منقول از پروفسور بیلیBaiLey؛
سکا به معنای مردان است و از ریشهSak به مفهوم نیرومند بودن آمده است و در ریگ ودا
به همین مفهوم بکار رفته است.
نام *سکا در کتاب مقدس* به صورت *اشکناز* در حوزه بین النهرین یامیان رودان«دجله و فرات»آمده است و نیز نقوش جانوری سکاهای ایرانی در بین النهرین2-دکتر رقیه بهزادی در کتاب قوم های کهن در آسیای مرکزی وفلات ایران درخصوص
معرفی سکاها که از تجارت دریایی و ازمشرق به مغرب؛ثروت بدست می آوردند.تشابه
ظاهری در آثار فلزکاران سکاهای ایرانی با اقوام حوزه بین النهرین.اشیای مکشوفه در میان رودان.هنر از جمله شمشیر در میان رودان که از لحاظ شکل؛ایرانی بوده است•پس به احتمال خیلی زیاد؛ *سومری ها شاخه ای از سکاهای ایرانی بوده اند.*.

طایفه زنگنه کوه گیلویه بزرگ نوئی

**ایل نوئی و لیراوی و...منشعب از ایل جاکی مستقل شدند. ایلات بومی کوه گیلویه بزرگ و تجمیع آنان# ایل جاکی بود که همه علیه حاکمان منصوب از طرف #شاه طهماسب به علت #همذات پنداری تباری، اینهمانی #افاشره و همچنین به نوعی اغاجریها قیام و آن# جنبش های دوره و عصر صفوی ماخوذ از ایل جاکی و طوایف آن بود. #طایفه زنگنه یکی از طوایف قدرتمند# نوئی که در کتب #عصر صفوی و کتاب عصر قاجار# فارسنامه صفحات 245/247 #طایفه زنگنه یکی از طوایف نوئی براساس #ژن یا جغرافیا و اقلیم نام برده شده است،اغلب ایلات حاصل ## وحدت طایفه ای #و سبب تشکیلات قدرتمند منطقه ای شد زیرا یک یا چند طایفه هم تبار وصل به طوایف دیگر به لحاظ ژنی و تاریخی بر اساس هم اقلیمی در کل کشور بودند اگر زنگنه ای ها ماد محسوب کنیم در پهنه نگاه عمیق تاریخی پارس و لر هم در نقطه ای همذات اند و دارای نیای دیرینه تاریخی اند. قریب 905قمری ایلات تشکیل گردید. و 1082 و 1089قمری حسینعلی خان زنگنه کلانتر و به عنوان# والی کهگیلویه وبهبهان بیگلربیگی منصوب شد•جمعیت #زنگنه ای ها بر اثر میدانی و شرایطی که بوحود امده بود بتدریج افزون گشت چون آن طایفه مردانی بزرگ و سترگی همچون #محمدزمان خان و## حسینعلی خان زنگنه ای دارا بود،توانست در این اقلیم و جایگاه حکمرانی جایگاهی پیدا کنند.زنگوا سرحدات آن طایفه بود و وجه تسمیه بین زنگنه و زنگوا به چه مناسبتی است مستلزم پژوهش های بیشتری است. بر اساس گفته ها آثاری در تلخاب و چین حوزه لوداب مبنی بر گذار جامعه و تاریخ آن دوران بیان شده است که باز پژوهش پیرامون آثار آن دوره و جستجوی باستان شناسی به فرصت نیاز دارد. اگر آگاهان در این باره آثاری سراغ دارند می توانند، ارسال کنند و در زمینه محتوای آن متن علمی خود را با التفات به مراحل تحقیق بنویسند تا مورد استفاده پژوهندگان قرار بگیرد•بنابراین در پاسخ به آن ادعایی که می گوید:محمود شاهی همیشه حاکم بودند اینطور نبود•••#اتابکان لر#اتابک نوئی#عصر صفوی#افشار و کاظم خان لر نوئی #زنگنه#کوه گیلویه بزرگ #لیراوی#نوئی#ایلات عصر صفوی#حسینعلی خان زنگنه ای نوئی#قلعه مدرسه#معماری و بناها#محمدزمان خان زنگنه نوئی#ژن، اقلیم و جغرافیا #جامعه شناسی تاریخی برادران بهگام را مطالعه بفرمایید #جاویدوند در گذرگاه جامعه شناسی تاریخی از شولستان تا لرستان تاج امیرگلپابهگام#
#تاج امیرگلپابهگام