حاج عباس زیدانی محمود شاهی نوئی


چهارلنگ علیرضا محمود صالح
درود عمو جان
محمود فرزند صالح فرزند اردشیر نیای ما بوده
الان در بیشتر مناطق فارس و کوه گیلویه و بویر احمد هم به لهجه محلی میگویند محمدصالح یا مماصالح اما در مناطق بختیاری میگویند ممصالح.ممصالح مخفف محمود صالح میباشد.
بنا به روایتی، محمودصالح واژهای برآمده از نام دو شخص حقیقی بنامهای "محمودصالح" از نسل شخص صاحب منصبی به نام اردشیر بودهاند که دراوایل سلطنت صفویان میزیستند. در دوره حکومت صفویان، محمودآقا بهعنوان نیا و جد باب محمودصالح که معاصر با شاه اسماعیل صفوی، سیادت بعضی طوایف (چهارلنگ) بختیاری را برعهده داشت، از طرف حکومت صفوی به منصب ریاست این طوایف رسید (دربرخی کتب تاریخ بختیاری محمود را با پسوند خان خطاب کردهاند). بر این اساس، محمودصالح؛ بهمعنای محمود، پسرِ صالح است. . اما روایت سینه به سینه دیگری در بین بختیاری و همچنین منابع مکتوبی چون کتاب «تاریخ اصفهان» نوشته جلال الدین همایی وجود دارد که، «صالح» را لقبی دانستهاند که (به احتمال قوی قبل از دوره صفویان،)، بخاطر شایستگی و درستکاری به «ملک اردشیر» جد "محمود "داده بودند. این روایت که محمود را فرزند (یا نواده) «اردشیر» میداند، وبا توجه به قرائن و اسناد، به احتمال قوی منظور از اردشیر، همان اردشیر شبانکاره آخرین اتابک از ملوک شبانکاره میباشد، چرا که بعد از شکست سلسله اتابکان شبانکاره از «آلمظفر» دراواسط قرن هشتم هجری قمری(۷۶۵ه. ق)، ملک اردشیر فرزند ملک تاج الدین جمشید شبانکاره، آخرین اتابک از این ملوک، سرزمین فارس را به قصد سرزمین «لر بزرگ» ترک میکند. بعد از استقرار ملک اردشیر و سپس وفات او در ولایت لر بزرگ، اولاد وی در میان لربزرگ (بختیاری) به «خانه اردشیر» مشهور بودند، چراکه در نسخه نخستین تذکره امامزاده شاه قطب الدین که در قرن نهم ه.ق نوشته شده بود، در ذکر نام مریدان شاه قطب الدین، از «خانه اردشیر» نام برده شدهاست. با این توضیحات، «محمود آقا» جد اعلای باب «ممصالح» نیز، از همین خاندان ملک اردشیرشبانکاره (خانه اردشیر) میباشد.
🍒🍒🍒🍒✒️✒️✒️🍒🍒🍒



**مجید گودرزی گفت:در نوبندان،نورآباد امروزی قبر دختر کریم خان زندلر لک در قبرستانی قدیمی اول جاده قلعه بجی یا قلعه سپید مدفون است.کسانی که در زمینه آثار تاریخی تحقیق می کنند می توانند با عکسبرداری از مقابر مزبور سایر محققین را در جریان تتبع تاریخی خود قرار دهند۰۰۰**
**تاج امیرگلپابهگام**
✒️🍒✒️🍒✒️🍒✒️🍒✒️🍒✒️
**مجموعه آثار مقابر کلانتران نوئی کوه گیلویه بزرگ در ناحیه پیلی مقر فرماندهی نزد امامزاده دستخرد واقع شده اند.مرحوم پدر گفت:محمدشفیع خان نوئی در سال ۱۲۱۲ خورشیدی برابر با ۱۲۵۵ قمری توسط محمدعلی خان برادر زاده اش با فتنه ای که بپا شده بود شهید و در قبرستان دستخرد دهدشت نزدیک پیلی به خاک سپرده شد.**
**محمدعلی خان نوئی( قریب ۱۲۱۸ خورشیدی برابر با ۱۲۶۱ قمری) فرزند محمدجعفرخان نوئی فرزند هادی خان نوئی به دستور محمدخان نوه حسین خان آریانی آرو از خاندان کی ملک و با عاملیت و اجرای علی اکبربیگ در راه سوق-, دهدشت کشته شد۰پیکر وی در همان محل کنار بارگاه عمویش محمدشفیع خان نوئی به خاک سپردند ۰**
درد جامعه ما #عدم شناخت یا شناخت دانش تاریخ صرف نیست،#درد ما این است که ما #درد جامعه را در روند جامعه شناسی تاریخی درک و فهم نکرده ایم.هر وقت #زنگ ابادی و عمران در این دیار به صدا و ندا در آمده است #نکبت و نکبت هایی از شرق و غرب و از #درون بر ما باریده است.ما همیشه زیر مجموعه بودیم و پیرو بیراهگی هایی که الوان بر ما تحمیل کردند.زیر مجموعه ای از لمپن های مخوف اختاپوس های اهریمنی که مجال و فرصت تفکر بیداری و هوشیاری را ندادند.این چنین بود که ما به جای درک و فهم و شناخت و فراشناخت بر سر امور هیچ و پوچی دیوار اختلاف شدیم و دیوار شکاف زرپا کردیم به دیت خودمان و با فتنه و سفارش خصم زبون انسانیت انسان، انسان آزاد و آباد،که جز ذهن گرایی و حماسه سازی لمپن های بربر فاقد فرهنگ و تمدن،گول زن قرون وسطایی بوسیله خدایان فتنه انگیز زمین را در برنداشت و هیچ عامل و اسباب نجات خلق نگردید و ما مغضوبین زمین بودیم، شدیم، خواهیم شد و این دیوار پولادین سرگرمی های اغوا کننده ادامه خواهد داشت تا بفریبند و باشند بر اوج لذت نظام های پلید سرمایه داری عفن وکثیف ضد انسانیت انسان انیرانی و ضد فرهنگ و تمدن و بارقه رحمت و ازادی زا تنفرپراکنی و با فتنه و جدایی بین مردم و بافت اجتماعی .مشکل مغضویبن نشان دادن ره رهایی و نجات است که نمی دانند اما خوب گپ و گفتار دارند۰ما دائم مگس وار دور شیرینی هی دور زدیم تا گیج و مایوس و تکیده و بدبخت در عزلت خشم استعمار درون و برون خفه خون مان گرفت و برای ابد دم فرو بستیم.بیچارگان جامعه و تاریخ قدرت انشا سرنوشت شوم و بدشگون خود را هم نداشتند.امروز نوری است از آگاهی و بیداری،که می تواند پرتوی از تابش اندیشه فهم و درک محرومان را به انسان آزاد از تعلقات مادی و مالی، اعلان کند.ما #بیکس تر از هر زمان در عصر دود و آهن هیچ ندایی و صدایی و غریوی قادر نیست از خواب پریشان و آشفته که سفارش استعمار درون و برون بیدارمان کند.گاهی باور داریم خود هستیم اما این هم بیراهگی ذهن ماخوذ از شرایطی دامی است تا انسانیت انسان،#آزادی و #ورزیدگی خرد را از ما مسلوب کنند و مانکن شویم مقلدان طوطی وار.دیوار قوم مداری فریب جدیدی برای اتلاف وقت و هزینه است۰من بزرگ و بزرگم و تو دنی و پست و آن داعیه مستقل بودن،مردمی که همه یک سرنوشت یکسان داشتند یا در راه سلاخ کننده ها با هم می جنگیدند یا دست شور و دست بوس بودند یا دست به سینه،غلامان حلقه به گوش گاهی ادای روشنفکری هم در می آوردند.شناخت لایه های بافت اجتماعی بدون شناخت و فراشناخت فرصت ها و امکانات و مغز افزارهای سفارش دهنده اغوا و تدلیس توده موجبات بیراهگی ها را فراهم ساخت،در این صحرای بی حاصل در این دریای بی ساحل،راه نجاتی نیست#خود باشیم#خود خود نه خود بیخود
تاج امیرگلپابهگام🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒✒️✒️✒️
(تاج امیر گلپابهگام)تخلص(سکوت گلپا)پرتوتابش اندیشه🎻:
کبک در بند خواند،تا دق در بند بودن آشکار کند و به یمن آواز برگرفته از اعماق وجود پردرد اسارت ناجی به سراغش و از دیوار و حصر و اسارت نجات یابد.اما همین آواز و صدای حزن و امید رهایی نه تنها راه نجات نبود بلکه عامل اسارت که نه،سبب نابودی کبک های(کبک گان )دیگر که آزاد و یله و رها بودند گردید.گاهی صدایی و ندایی ناجی انسان است و گاهی صدایی و ندایی عامل نجات که نیست سبب نابودی خود و دیگران هم می شود.#مهم این است ما از یک حادثه،اتفاق،رویداد استدلال و تحلیل عقلی علمی داشته باشیم که عامل بیراهگی و بی قاعدگی را به فرهیختگان نمود دهد و راهی برای اصلاح و توسعه و تکامل و کیفیت و کمیت زندگی انسان و جامعه باشد.و الا تاریخ و دانش آن لازمند اما کافی نیستند.#اقتصاد جامعه شناسی تاریخی مرهون جمعیت و نفوس است.جامعه انسانی قادرند از نیروی انسانی کارآمد و موثر بهره برند.از نیروی یدی در جهت تولید استفاده کنند.نیروی کار ارزانی که از آن بهره وری در تولید نیست...
#تاج امیرگلپابهگام
ميگن روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی آوردن كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش زر و زيوری زياد درخواست میکرد.
سلطان حكمت قيمت زياد كبک لنگ رو جويا شد.
فروشنده گفت وقتی دام پهن میكنيم برای كبک ها ، اين كبک را نزديک دام ها رها میكنيم.
آوازی خوش سر میدهد و كبک های ديگر به سراغش میآيند و در اين حين در دام گرفتار میشوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام میشوند
سلطان امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون زر به فروشنده دادن و كبک به سلطان ، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بی جان كبک را میديد گفت اين همه كبک ، اين را چرا سر بريديد ؟؟؟
سلطان گفت هركس ملت و قوم خود را بفروشد بايد سرش جدا شود.
🍒🍒🍒✒️✒️✒️🍒🍒🍒
متن و محتوا جالب صاحب اثر با رعایت شان و منزلت نویسندگی مبنای متد علم جامعه و تاریخ است.در این که غالبا هسته مرکزی و نخبگان فکری در طول تاریخ به مکان های امن پناه می برند و پس از ایجاد نظم و امنیت و احساس جوی ارام به موطن بازگشت می کنند روالی است که وجود داشته است.بدون شک بدون مردمان بازگشتی که منابع اورده اند،مردمانی دیگری نیز در محال بوده اند.از جمله به عنوان نمونه مردمی که از آن زمان ها سابقه دیرینه و اسناد و آثار دارند مؤید خیزش و جابجایی نسل ها طی تطورات جامعه و تاریخ بوده است.اما نکته ای به ذهن متبادر می شود که می تواند اساس روشن شدن صحت حرکت جوهری تکاملی جامعه و تاریخ باشد و آن این است در امر سازندگی،اتفاقات و دفاع همواره نام و یاد مردمانی رهرو و بر اساس اصل ادامه بوده است.بستر مکان که اسیر زمان است نمود هویت اصالت اقوام در پاسداشت و نگهداشت وطن و میراث ها بوده است.بزرگ نمایی یک اثری هنری موجبات اثر و نفوذ را ایجابی ایجاد می کند.اما با روندی که در مسیر جامعه و تاریخ وجود دارد این است که با ایجاد زمینه همفکری، انسجام درونی فکری و وحدت تصمیم برای شناخت و عمل فراهم گردد.دانش تاریخ کلیدواژهی ورود برای پیمایش راهی است که مردمان علت رکود و عدم توسعه و تکامل را بدانند و ابزار لازم برای کیفیت نهایی گردد.تضادهای اجتماعی اسلاف نباید عاملی برای بازآفرینی انها شود بلکه بر اساس تجربه و خردورزی علل عدم شناخت استعداد مردمان در محال گوناگون شناخته شود.چنان که کلیه خیزش جمعیت ها و مهاجرت ها و نبرد درونی با مغزافزارمرکزی حاکمان و خصم متجاوز برون علل داشته است این علل تنها منحصر به حاکمیت گذشته بوده یا نبوده می تواند تدقیق و واکاوی علمی گردد.در فروکش کردن قدرت مرکزی ایران با حملات گوناگون یک مؤلفه اساسی و مشغول شدن به خود و چالش ها و تضادهای دورنی امری دیگری است که امروزه می بینید آن تنش ها و چالش ها به نوع دیگری در نوع نگاه ها به جامعه و تاریخ برجسته سازی و بروز می کند.**
تاج امیرگلپابهگام🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️جامعه و تاریخ
عصبیت قومی اینهمانی غرور قومی و ملی است.در عصر جامعه ارگانیک می توان از اصل غرورقومی و ملی بهره جست.گاهی مردمی با تبار اندک با خردورزی قادرند جمع بزرگی را در محدوده عصبیت شدید آن رهبری و راهبری و گاهی به سمت توسعه همه جانبه و گاهی از مردمان برای نیل به اهداف بهره جست.میزان انتظار با افزایش آگاهی در میان توده و عوام افزایش می یابد.این مردمان ان قدر بایست دست به ازمون و خطا بزنند تا عاقل شوند و بهترین مطلوبات خردگرایی خود را جهت توسعه پایدار برگزینند.گاهی اختیار مطلوب ممکن است میدان و زمینه سازگاری علمی را فاقد باشد و موجبات یأس و حرمان را موجد شود.در جوامع تکیده و فسرده در اثر ناکامی بی تفاوتی تاریخی تشدید می گردد.جامعه ارگانیک مستلزم قانون گرایی و به روز بودن علمی در کلیه ارکان و تحول بنیادین در آموزش نیروهای انسانی است.عناصر انگیزه و آموزش در ایجاد علاقه مهم و اسباب تکامل اند.در حوزه شناخت جامعه و متقاعد نمودن در جامعه ارگانیک با رویکرد عصبیت قومی نفوذ و تاثیر مثبت در هسته ها و مغزافزار هر بافت اجتماعی و در هر جامعه ای به افراد نخبه توانمند به لحاظ مالی و مادی و برجستگی تمایزهای فرهنگی مهمترین عناصر جذب و تأثیرگذاری است.طبیعت یکسان و طبایع مختلف از دیدگاه سعدی نشان از تفاوت مردمان و بافت های اجتماعی جوامع دارد.هر بافت اجتماعی نیازمتد نوعی شیوه نامه است که بر اساس مدیریت عملکرد و برنامه کارکردی به روش های معمول می توان به پیاده سازی منویات شاید با کمترین هزینه ها پرداخت
#تاج امیرگلپا بهگام
꧁꧁꧁꧂꧂꧂
کردمراد تاریخ نگار
به نام آن خدایی که انسان از وجود او زنده است ، آنچه خلق کرد همه رفتنی است فقط او پاینده است ، جانا گرجهان همش برسرم خاک شود ، کاری کنم که ظلم در جهان پاک شود ، این جای تعجب است بشر که می داند باید بمیرد چرا بربشر ظلم می کند ، این بشر حریص گر ملک جهان را همش به او دهید از بهر خود مهر می کند ، بشر فکر می کند که همه ی ثروت جهان را از بهر او ساخته اند ، این را از بهرخود افتخار می داند که به ثروتش پرداخته اند ، بشر غافل از این است ثروت هرچه باشد در آخرت هیچ نیاید به کار ، جز در پرونده اش عمل صالح و کارهای نیک در کوله پشتی آید به کار ، ای بشر بترس از خدای خویش ، به ناحق پایت نگذار به پیش ، ای بشر بنده آنی که در بند آنی ، اگر از انسانیت چیزی بدانی ، ای انسان خود را نزن به آنکه چیزی ندانی ، به دانش بپرداز تا آنچه که ندانی بدانی ، زیرا انسان اشرف مخلوقات شده اند ، او به پند و اندوز خدا یاد شده اند، پس توکه از نسل آن بشر جا مانده ای ، چرا در عدل و عدالت وامانده ای ، همش صحبت از عدل و عدالت می شود ، اجرای قانون در عمل هیچ می شود، آن اختلاس گران بی رحم در حال جمع کردن ثروت ملت است ، آن ستمکاران فکرنمی کنند در ایران کس دگر است ، خداوندا ریشه اختلاس گران را تیشه کند ، آن بی رحم ها را گیر در باتلاق و بیشه کند
به نام خداوند یکتا پرست ، دست دزدان را باید شکست ، انسانهای که به بیت المال دست کردن دراز ، آنان به ظاهر دارای ریش و می خوانند نماز ، این غارتگران نه دین دارندو نه نماز ، با بی رحمی به ثروت ملت دست کردن دارز ، جوانان از بی کاری افسرده شده ، ثروت ملت توسط دزدان برده شده ، ای حکومتگران محترم چرا اختلاس توسط این غارتگران بی حد شود ، ای حکومتگران طبق قانون و دین اسلام دست این دزدان باید قطع شود ، یکی نان خالی ندارد یکی پول پارو می کند ، عده ای بی رحم خزانه کشور را جارو می کند. مراد کرد پژوهشگر ، شاعر و نویسنده قوم کرد ولر
به نام آن خداوند جان و خرد ، نباید ثروت مردم به زدی رود ، دولت محترم اگر می خواهند دائم جوان بمانند و نمی خواهند خود را پیر کنند ، باشجاعت و توانمندی غراتگران بیت المال را در هر پست و مقامی دستگیر کنند ، جوانان تحصیلکرده این ملت از بی کاری افسرده و دلگیر شدند ، آنها از دست این دزدان غارتگر بیت المال در جوانی پیر شدند ، خدا یا ترابه کرمت ای یزدان پاک ، غارتگران ظلم و ستم را بکن زیر خاک ، بسیاری از این مردم ناتوان و گرسنه اند ، چون زغال سیاه در پوست خود سوخته اند ، لیکن این مردم از ناتوانی سوخته اند ، از گرسنگی الب خود را به دندان دوخته اند ، می گویند بر زبانها ایران بهشت است ، اما در هر جا برد با دزدان زشت است ، وقتی دزدی از بیت المال بی حد شود ، اسلام می گوید باید دست دزد قطع شود ، قانون اسلام باید زبهر اختلاس گران مهیا شود ، تا قوانین عدل و عدالت به خوبی در ایران اجرا شود ، ناتوانی در افزایش حقوق بازنشستگان همه جا حاکت می کنند ، اما ببین دزدان چطور به راحتی ثروت ملت را غارت می کنند ، قوه محترم قضاییه باید به درستی رسیتگی و از عدالت حمایت کند ، نام این غارتگران را در سرلوحه ی کار خود برای مردم حکایت کند ، وای شب تا پاسی از روز نه خفته ام ، درد دل مردم را با زبان شعر گفته ام. سخن من همه جا ارسال از طریق مردان توانا شود ، تا نام ایران عزیز همه جا به خوبی مانا شود.
⬅️مراد کرد پژوهشگر، شاعر و نویسنده قوم کرد و لر
⬅️ویراستار: تاج امیرگلپابهگام
꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂
(تاج امیر گلپابهگام) تخلص(سکوت گلپا) (پرتوتابش اندیشه)*:
(تاج امیر گلپابهگام) تخلص(سکوت گلپا) (پرتوتابش اندیشه)*:
استرکی ،مماکویه، جانکی، زاهدیان، بیدادیان یابندانیان، علایی، گتوند، بتوند، بوازکی یا بورکی ،شوند،راکی، خاکی یا جاکی، هارونی، آشی ،کوی لیراوی یا کمایی لیراوی، ممویی، کمانکشی، ماماسنی یا ممسنی ،ارمکی، 👈🍒نوائی یا نوئی🍒، کسرائی ،مدیحه ،اکورد، کولار،و دیگر طوایف که انساب ایشان معلوم نیست و گروه هاشمی از نسل علی بن ابی طالب و گروه عقیلی از نسل عقیل برادر ابی طالب در ۵۵۰ قمری با هزار اسف،بهمن،عمادالدین پهلوان،نصرت الدین ایلواکوش و قزل به «ابوطاهر هزاراسف»پیوستند.نکته:نوائی ونوئی ها ریشه در اتابکان لر دارن و از تاسیس صفویه ایل قدرتمند نوئی تشکیل و سرانجام با حمایت شاه عباس افشارها را از کوه گیلویه بزرگ بیرون تا زمینه کینه توزانه برای گسست آن با تجدید قوی افاشره در زمان قاجار گردید۰ اتابکان لر کوه گیلویه بزرگ در ۵۵۰ قمری تشکیل شد و نوئی ها ایرانیان اصیل و نجیبی بودند که در اتحاد نوین الوطاهرهزاراسف را یاری کردند.سایر اتابکان و امرا۶ آن نیز همه یک خاستگاه واحد تباری و فرهنگ ایرانی مترفی داشتند جز عقیلیان و هاشمیان که انان با توجه به هم نگری و همدلی همسو با لران بودند.🍒
اتابکان لر بزرگ از ۵۵۰ تا ۲۷۷ سال تا ۸۲۷قمری حکومت کردندعلت گسست اتابکان در ایران حمله ✒️مغول های متوحش ادم خوار بود.نوئیان در این زمان در بدنه اتابکان لر بودند،نوئیان محدود به اقلیم خاصی نبود کسانی که احفاد ایرانیان نجیب و در داخل و خارج ملحق به هم تباران خود پس از چند قرن شدند نوائی یا نوئی لرستان بزرگ بودند .🍒 در ۹۰۵ قمری با ایجاد حکومت یکپارچه ایلات لیراوی و نوئی کوه گیلویه بزرگ تشکیل گردید.هر کدام از طوایف نامبرده ممکن است منحصرا یک واحد طایفه ای یا مجموعه ای از انساب دارای نیای واحدتباری بوده باشند مانند نوائی ها یا نوئی ها که گاهی به لرستانی ها هم گفته شده اند.
منابع
حمداله مستوفی،تاریخ گزیده،صص ۴۲ و ۵۳۹
نورمحمدمجیدی،تاریخ و جغرافیای کوه گیلویه،ص ۲۲۵
تاج امیرگلپابهگام
🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒✒️✒️✒️✒️
نوئی عنوان است و تجمیع چندین طایفه بود.نوئی ها در برابر تجاوز اغیار و اعراب از تمامیت ارضی دفاع از جمله در دوره اعراب پراکنده و سپس در زمان نظم و امنیتی که غزها و سلجوقی ها و نهایتا خاندان سلغری به پارس داده بودند،خاندان فضلویه اتابکان لر را تشکیل دادند.طوایف ۲۷ گانه لر قدرت بزرگ لرستان بزرگ را ایجاد و ایرانیان داخل و مجموعه اتباع خارج نشین در ۵۵۰ قمری موجبات ایرانی نوین را تشکیل دادند.در ۶۱۱خورشیدی مغول به ایران حمله و تا قریب ۷۳۰ خورشیدی حکومت کرد۰سربداران مغول را از ایران بیرون نمود.مغول اتابکان پارس،اذربایجان،لر و اسماعیلیون الموت را مورد حمله قرار داد.اتابکان لر کوه گیلویه بزرگ به کوه ها پناه و خود را حفظ نمودند.مغول ۱۲۰ حکومت کرد و توسط سربداران بیرون رانده شدند.با این فراز و نشیب ها تیمور در ۷۹۵ قمری به ایران حمله و 🍒بویر کوه گیلویه بزرگ را ویران و شب در قلعه اسپید ممسنی خوابید.بنابراین قصه ای انسابی و ماندن تیمور متجاوز در کوه گیلویه بزرگ صحت تاریخی ندارد و با روایت های موجود ساختگی قریب ۳۰۰ سال فاصله زمانی دارد.مرکز حکومت تیمور سمرقند ازبکستان امروزی بود.مشعشعیان خوزستان را حاکم بودند و نواحی جنوب غربی در استیلای ترکان اق قویونلو و قراقویونلو بود.در این فضای پراکندگی استیلای غاصبانه بر ایران سرانجام 🍒شیخ صیفی الدین اردبیلی دکترین خود را جهت ایرانی یکپارچه اعلام کرد.اسماعیل قزل که شاه اسماعیل صفوی باشد،سلطان مراد حاکم کوه گیلویه بزرگ را کنار زدو ایرانی یکپارچه ساخته شد تا کلیدی برای توسعه ایران بشود اما ترکان افشار و طوایف الحاقی ترک و مغول به انها مانع توسعه شدند.ایلات بوسیله مردمان بومی تشکیل شدند.در زمان صفویه محمدزمان زنگنه نوئی،حسین علی خان نوئی،طی سالیان ۱۰۴۲،۱۰۷۹،۱۰۸۲،۱۰۸۹شناسنامه بیگلربیگی دارند.کتاب ها و تاسبساتی مقارن با این دوره نوشته و تاسیس گردید.در سال ۱۰۸۲ قمری قلعه مدرسه بوسیله حسبن علی خان زنگنه ای نوئی ساخته شد.در کتاب عالم ارای عباسی نوشته میرزا اسکندر بیک منشی و بیش از چندین کتاب روند اداره کوه گیلویه بزرگ اورده شده است.اجمالی ای از دوره صفویه را در کتاب کوه گیلویه در عصر صفوی اثر دکتر محمدمهدی روشنفکر را می توان مطالعه نمود این کتاب خلاصه اما از منابع بسیاری استفاده نموده اند منتها مولف اگر به روند حرکت و موجودیت نوئی ها در جامعه و تاریخ اشراف می داشتند حداقل یک بار که می شد از این مردمان اصیل و نجیب بومی نام می بردند اما مرتب و به کرات از افشار و طوایف الحاقی افشارها بدون آدرس جامعه ای امروزی از آن مردمان نام برده اند .شورش های دوره صفویه علیه افشارها و تبعیض و شکاف آن دوران صفوی توسط الوار بوده است.شورش قلندر شاه،امیر بداغ،ملا هدایت اله ارندی،ابومعصوم مشهور به صفی
میرزا با اثار و اسناد متقن در باره چگونگی نقش نوئی ها مشخص است روند جنبش ها به وسیله نوئی ها رهبری می شده است به صفحه ۲۷۴ تا ۲۷۵فارسنامه ناصری اثر میرزا حسن حسینی فسایی و کتب عهد صفوی مراجعه کنید.مجموعه همذات پندار و مردمان و نفوس آن خطه و ایالت کوه گیلویه بزرگ نمود نقش نوئی ها در آن دیار مشخص است.صفویه ۲۴۳ سال بر ایران حاکمیت نمود.عبدالقادرخان زنگنه ای نوئی در سال ۱۱۳۴ قمری در اصفهان با صدها نفر سواره و پیاده نظام جنگید.سند این جنگاوری را استاد مصطفی غضنفری در یک گروه تاریخ ارسال نمودند می توانید آن را در منابع مکتوب واکاوی کنید۰در قیام صفی میرزا همان ابومعصوم که نورمحمدمجیدی آن را از مشایخ عباس معرفی نموده است۰قویا با تدبر و استدلال عقلی بنظر می رسد، کاظم لر کی تاج امیرگپی زیلایی نوئی با مجموعه همکاری داشته است زیرا کاظم لر در دوره صفویه جزو بدنه ارتش صفوی و به نادر افشار روابط دوستانه و گویا خواهر نادرقلی همسر کاظم خان لر بوده است.مدارک و اسناد کافی و حتا نسخه های خطی ماخوذ از کتاب گنجینه لر موروث چند قرن، نمود خط سیر تطورات جامعه شناسی تاریخی است که این کتاب خطی نزد کی عبدالمحمدبهگام و خاندان آن بود و بنظر می رسد،حدس و گمان ان است اکنون آن کتاب در کتابخانه آیت الله مرعشی باشد. طوایف نوئی طی بیش از ۱۳۰۰ سال حداقل از اتابکان لر ۵۵۰ قمری،۵۰۷ خورشیدی، در این نگاه،در هم عجین و امکان تفکیک و جدایی لایه های اجتماعی در هم تنیده جامعه و تاریخ تحت عناوین دیگر وجود ندارد۰انسجام درونی و وحدت تصمیم با جامعه ساختگرا میسر است.**
**کاظم خان لر امیر گپی نوئی بیگلربیگی و در اغلب جنگ ها با نادرشاه همراه بود. در زمان حاکمیت کاظم خان نوئی، کی تاج امیری ها در اغلب سرحدات در بازرنگ نزدیک تل خسرو و رون... دارای زندگی شبانکارگان بودند و زمستان را در بلادشاپور زیست می کردند .با شرایط جنگ و خشم دوره نادر سرکوب طوایف در دستور کار بود و مردم از آن وضعیت جنگ با عثمانی از شرایط روزگار به ستوه امده بودند،کی تاج امیری ها به علت نسبت نزدیک تری که به خاندان محمودشاهی ها داشتند باعث شد خاندان هاشم خان یا حسین خان بر سر کار بیاید و در نتیجه به طور آشکار هادی خان محمودشاهی کلانتری اش مبرهن و دارای نشان آشکار به لحاظ کلانتری است۰بعد از آن محمدجعفرخان و محمدشفیع خان به کلانتری رسیدند.تا زمانی که کاظم خان امیرگپی زیلایی نوئی حاکم بود افشارها نتوانستند به درون خلافت نوئی راه پیدا کنند اما بعد از ایشان که قدرت منتقل شد بتدریج با آن سابقه ای که به لحاظ های اجتماعی در حوزه بازرنگ حاکم بود مخالفان به دایره قدرت نزدیک شدند افشارها همان کسانی بودند که در جنگ های یک صد ساله در مرکز کوه گیلویه بزرگ بوسیله الله وردیخان و به دستور شاه عباس رانده شدند قریب ۱۰۰۵ قمری۰این جا با نفوذ و تاثیر مخرب وارد حاکمیت نوئی شدند و ادامه دادند که سرنوشت آن نفوذ و تاثیر مخرب با منضم شدن سایر عوامل موجبات فترت و گسست ها را سبب گردید.در باره کاظم خان لر نوئی می توانید به کتاب سیاست حکومت و عشایر عزیز کیاوند رخش خورشید.... مراجعه کنید۰کاظم خان امیرگپی در طسوج دارای قلعه و اعقاب و سلسله مربوط به انان را مردمان آن خطه می دانند. خاندان کی شیخی گلبار به ادعای بانو پروین باقری از آن سلسله است۰دور از ذهن است که یک فرد از قوم دیگری که پایگاه مردمی نداشته باشد به همین راحتی قریب به چند دهه بر لر حکمرانی کند و نشان آن همه لر بوده باشد و با ایجاد شبهات حقیقت قوم لر کوه گیلویه بزرگ تحریف شود۰آن دوران جامعه متکی بر حکومت های ملوک الطوایفی بود.فرهنگ منقول نوئی ها و نزدیکان به راقم این سطور و نسخ خطی کاظم لر را امیر گپی زیلایی میدانند و صحت دارد.🌺ایل امیرگپی ایل کاظم لر نهاش و دامور کلو و دینداش و قلعه گل.🌺تجزیه طلبی اقوام رویه ای است که نقشه راه فرهنگ زدایی را نمود می دهد.در گستره کلی تجزیه اقوام و قرار دادن اقوام در مقابل همدیگر و الغای تاریخ ، فرهنگ و تمدن اتحاد قرون متمادی و جزئی نمودن و پاره کردن حلقه اتحاد اقوام امری است که در جای جای حرکت های ضد فرهنگی در دوران اخیر آشکار شده است.وقتی که تاریخ یک ملت و قومی اغماض می شود قطعا نسخه های دیگری متعاقب آن سفارش شده و تحمیل می شود.در جای جای حرکت جامعه و تاریخ کوه گیلویه بزرگ مردمانی با موانست و هم نگری و همدلی در کلیه اوج و حضیض ها تاریخ ساز بوده و از کیان تمامیت ارضی،زبان،دین،هنجارها،کرامت و شرافت انسان دفاع نموده اند.چه ایرادی دارد اتحاد اقوام زمینه و فرصت اصلاح و تکامل و توسعه پایدار را تمهید کنند.اگر اغماض و تجزیه طلبی پاسخ می دهد در برخی کشورهای دنیا اقوام در برابر هم صف نمی کشیدند🌺تجزیه اقوام موجبات فترت،گسست و جنگ های قومی را سبب می شوند.هر کسی بت بسازد این بت ها روزی با هم ناسازگار و موجبات فروپاشی وگسست و تجزیه ملی را دامن و مانند
کشورهایی می شود که چندین قرن دائما با هم در نبرد ومردمان آن اواره گشته اند.تاریخ پبام صلح و پیغام آشتی ندا می دهد نه تجزیه اقوم.اتحاد اقوام و ملل سبب توسعه می شود۰قوم مداری و برجستگی های قومی و نژادپرستی امری مذموم و تقابل اقوام و اغماض فرهنگ تاریخی جوامع ستم است.در خصوص زنگنه ای ها کرد و ماد باشند یا لر جزو ایل نوئی در صفحات ۲۷۴ و ۲۷۵ کتاب فارسنامه ناصری جلد اول ثبت شده اند و به لحاظ جغرافیایی یا ژنتیکی نوئی و دوره صفویه کلانتر بوده اند.همه اسناد انان موجود است.ایجاد شبهه ها قادر به پوشش حقایق تاریخ کوه گیلویه بزرگ نیست.بحث قوم خاصی نیست اگر تاریخ نوئی را از تاریخ معاصر کوه گیلویه بزرگ منها کنیم چه امری باقی می ماند.؟عجیب است مردم شاخه زیرپای خود را قطع می کنند؟!!!!**🌺کردی بهاران زیلایی نوئی گفت:زمان نادرشاه همه اش جنگ و سرکوب بود چون ایران با عثمانی در جنگ بود بایستی داخل کشور امن می بود.کاظم خان امیرگپی به دستور نادر شاه که با وی همدل و خویشاوند بود طوایف را اجازه نمی داد از شبانکارگی قدم جلوتر بگذارند جامعهدآن روز با افتدار مکانیکی اداره می شد.مردمانی در زمان کاظم خان لر امیرگپیزیلایی نوئی مقارن با عهد نادرشاه سرکوب و تبعید شدند.کی تاج امیری ها با امیرگپی ها برادر بودند اما کی تاج امیری ها سرحد شان تا بازرنگ هم می رسید و گرمسیرشان اغلب سرفاریاب و نواحی پیلی و به طور کلی بلادشاپور بود.محمودشاهی های نوئی به ویژه خاندان هادی خان محمودشاهی وصلت های زیادی با کی تاج امیری ها داشتند،حکومت را از امیرگپی ها گرفتند و به تاج امیری دادند اما از همان دوران نخست کلانتران نوئی با نقشه فتنه به روش های مخوف گوناگون کشته شدند. دشمن در طول تاریخ از خود علیه خود بهره برده اند۰اختلاف بینداز وحکومت کن امری روشن و واضح برنامه کارکردی استعمار درون و برون و اهریمنان بوده است🌺 علت گسست و فترت را وصلت با مخالفین نوئی ها می دانست.و می گفت# خویشاوندی پرزین# نمی شود🌺.
بافت اجتماعی روند تاریخ را می دانند.یک نگارنده ومحقق ماهر می تواند کنه روند تاریخ را از دل جامعه بگیرد و به روشی علمی و جامعه شناسانه چنان چیدمان کند تا فرهنگ و تمدن انسان را ضبط و ثبت و به ارث بگذارد.🌺🌺🌺
در کلیه اثار مکتوب و منابع منقول از کاظم لر نام برده اند.تاکنون هیچ گفته ای و داعیه ای دیگر بر عدم لر بودن کاظم خان لر امیرگپی زیلایی نوئی کوه گیلویه بزرگ شنیده نشده بود اما واضح و مبرهن است که تولید شبهه ها هدف دارند که با آشکارترین حقایق جامعه و تاریخ بازی می کنند تا اذهان و افواه درگیر امور مهمل و با اتلاف وقت و هزینه و خود را به خود وادار کنند تا از دل این تنش و اصطکاک بروندادی در جهت منویت عوامل هدایت و حمایت کننده♦️ پشت پرده بیرون زند.تاریخ کوه گیلویه بزرگ مستلزم این است که کلیه انرژی ،وقت و هزینه در جهت اصلاح و تکامل و توسعه منطقه باشد.درسی که از تاریخ جامعه گذشته می توان گرفت این است که با♦️ تقابل و جنگ هیچ امری درست و به تکامل و توسعه نمیرسد ♦️برآیند جنگ های داخلی در کوه گیلویه بزرگ چه بود؟♦️هیچ اثر و پیامد مثبتی در جنگ وجود ندارد.جز این که دفاع در برابر ارزش های انسانی و تمامیت ارضی و اب و خاک و مقاومت در برابر اجانب و ستم باشد.این جاست که ♦️منابع ♦️معقول از ♦️منابع مکتوب و ♦️منقول و محسوسات می تواند امر سازندگی برای جامعه ای اباد را طلب کند.اصولا فسلفه تاریخ برای اصلاح و تکامل است.کی بود کی بود من نبودم.آن نبود من بودم.تو آن بودی من تو نبودم و ابرام بر دانش تاریخ خود رکود و سقوط است که درس از آن برای توسعه و تکامل امری است در جهت تکامل دینامیکی جوامع تا انسان قادر باشد در سایه ایجاد ارامش اسایش داشته باشد.و الا هزاران صفحه دانش تاریخ به لحظه ای ایجاد ارامش نمی ارزد.گاهی محقق می تواند علت عدم توسعه یافتگی را در همین جنگ طلبی های اقوام و ایجاد انحراف و بیراهگی ها و خودبزرگ بینی های قومی دریافت و نتیجه گیری علمی کند.ضمن پاسداشت فرهنگ و تاریخ هر قومی رویه اصلاح و تکامل و وحدت اقوام اساس است.که اتحاد ملل پایه ای برای اتحاد پیشرفت بشود.۰۰۰
🌺درد جامعه ما شناخت دانش تاریخ صرف نیست،درد ما این است که ما درد جامعه را در روند جامعه شناسی تاریخی درک و فهم نکرده ایم.هر وقت ♦️زنگ آبادی و عمران♦️ در این دیار به در آمده است نکبت و نکبت هایی از شرق و غرب از خود و دیگران بر ما باریده است.ما همیشه زیر مجموعه شر و عدم انسجام و وحدت تصمیم برای توسعه بودیم فرهنگ توسعه مستلزم وحدت اقوام است.با تجزیه اقوم و نفاق نمی توان به پیغام آشتی وحدت تصمیم برای توسعه و تکامل دست یافت♦️ مجموعه ای از لمپن های مخوف اختاپوس های اهریمنی که مجال و فرصت تفکر بیداری و هوشیاری ندادند.این چنین برادر که ما به جای درک و فهم و شناخت و فراشناخت بر سر امور هیچ و پوچ دچار اختلاف عمیق تاریخی شدیم که جز
ذهن گرایی و حماسه سازی لمپن و بربر گول زن قرون وسطایی و انسان کشی امر دیکری در برنداشت و هیچ عامل و اسباب نجات خلق نگردید♦️به کجا می روید♦️ما دائم مگس وار دور شیرینی هی دور زدیم تا گیج و مایوس و تکیده و بدبخت در عزلت خشم استعمار درون و برون خفه خون مان گرفت و برای ابد دم فرو بستیم.بیچارگان جامعه و تاریخ قدرت انشا سرنوشت شوم و بدشگون خود را هم نداشتند.امروز نوری است از آگاهی و بیداری،که می تواند پرتوی از تابش اندیشه فهم و درک محرومان را به انسان آزاد اعلام کند.♦️ما بیکس تر از هر زمان در عصر دود و آهن هیچ ندایی و صدایی و غریوی قادر نیست از خواب پریشان و آشفته که سفارش استعمار درون و برون است را بیدارمان کند.♦️گاهی باور داریم 👈خود هستیم،ما بوسیله پروپاگاندای اهریمن فریفته شده ایم۰ این هم بیراهگی ذهن ماخوذ از شرایطی دامی است تا انسانیت انسان،آزادی و ورزیدگی خرد را از ما مسلوب کنند.دیوار قوم مداری فریب جدیدی برای اتلاف وقت و هزینه است.شناخت لایه های بافت اجتماعی بدون شناخت و فراشناخت فرصت ها و امکانات و مغز افزارهای سفارش دهنده اغوا و تدلیس توده موجبات بیراهگی ها را فراهم می کند....📚📚📚📚📚📚🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
تاج امیرگلپابهگام
🌺🌺🌺🌺🌺♦️♦️♦️🌺🌺🌺🌺
کتاب ریاض الفردوس خانی تالیف محمدمیرک الحسینی ص245 در جلوس اتابک احمدبرادرافراسیاب
می نویسد:آنگاه اتابک برادرش
(اتابک افراسیاب)رایرلیغ و
منشورحکومت داده روانه ی لرستان گردانیدواتابک احمدمدت سی سال درکوه گیلویه و
خوزستان سلوک پسندیده نموده،■عمادالدین پهلوان■
رانایب دیوان فرموده امارت جیوش رابه ملک خسروشاه داده بعدازمدت مزبورعازم دارباقی گشت•همچنین حمداله مستوفی مولف تاریخ گزیده ص741 نام "عمادالدین فضلوی لر"راآورده است•یارمحمدبهگام
🖍️🖍️🖍️🖍️🖍️**هر کسی طوایف و تبار نوئی بزرگ را جدا کند و دست و قلمش در جهت فرهنگ ناب ایران آریایی بزرگ نباشد،طوایف را در مقابل نوئی تعریف بکند،بدون عامل تجزیه و بیراهگی است.**
#تاج امیرگلپابهگام
*آغاجری در گذر تاریخ*
پژوهشگر:یارمحمد بهگام
*آغا:واژه آغا از کلمه ترکی آغاج*
(به معنی چوب) و *آغاج از کلمه ترکی آغاج ایری یا اری*(به معنای مرد جنگل یا مرد بیشه) *مشتق شده است*• وبه *لحاظ قومی؛ طایفه آغاجری*؛ *گروهی از ترکان اوغوز*(جدقبایل ترک زبانان)
هستند که بر *اساس سکونت* در *حدود بیشه زارها یا جنگل به آغاج ایری* به *معنای مرد بیشه یا مرد جنگل معروف شدند*•بعلاوه آغاج ایری یا اری با تحریف و تغییر به آغاجری تبدیل شده است• *نهایتا واژه آغا از کلمات ترکی*: *آغاج و آغاجری* مشتق و جدا شده و به *عنوان پسوند مردان* اکثریت طوایف ۱۴ گانه ی باقومیت های:ترک نژاد-- لرنژاد--آذری نژاد--تاجیک نژاد:«قبایل ایرانی غیرترک وعرب» ---دیلمی آل بویه ایرانی نژاد ؛ *اتحادیه ایل آغاجری رایج شده است*•نظریات برخی از مورخان در ارتباط با قوم آغاجری بدین شرح است: *ولادمیرمینورسکی معتقد است*: *تیره های ترک تبار ایل آغاجری:افشار؛بیگدلی؛جغتایی و قره بیگلو می باشند*•عبدالرحمن ابن خلدون در کتاب مقدمه ابن خلدون ص۱۳نوشته است:اصطلاح ترکمانان در قرون بعد شمول بیشتری یافت و بر قبایل قبچاق و خلج؛قنقلی و آغاجری اطلاق شد•ابوالغازی بهادرخان در کتاب شجره تراکمه ص۳۱ آورده است: *آغاجری از قبیله ترکان اوغوز است* و قبیله ی آغاجری به همراه دیگر قبایل اوغوز و برخی هم به منطقه ی آناتولی ترکیه مهاجرت کردند و برخی از آنان نیز به شمال دریای سیاه مهاجرت نمودند• ابن بی بی(امیر ناصرالدین حسین)در کتاب الاوامر العلا ئیه فی الا مورالعلا ئیه به کوشش عدنان صادق ارزی ونجاتی لوغال ص۶۱۸ آورده است:ترکمانان اوغوز در پی استیلای مغول و نامساعد شدن شرایط زندگی؛سرزمین خود؛ماورای سیحون(بخشی از جغرافیای کشورهای قزاقستان و قرقیزستان)را ترک کرده و راهی ایران و آسیای صغیر(آناتولی بخش شرقی ترکیه امروزی)شدند. *گروهی که در نواحی جنگلی مشرعش واقع در آناتولی سکونت گزیدند؛آغاج اری:مرد جنگل نامیده شدند*•ابوبکر تهرانی در کتاب دیاربکریه؛ج۱؛صص۳۷-۱۴۷ نوشته است:همزمان با تشکیل دولت قره قویونلو؛ قره یوسف از حکمرانان قره قویونلو؛آذربایجان را تصرف کرد؛و همزمان تیره های متعدد ترکمانان نواحی مرزی آناتولی شرقی از جمله آغاجری ها با وی به ایران آمدند• *رشیدالدین فضل اله در کتاب منتخب التواریخ نوشته است: آغاجری مرکب از دو واژه ترکی: آغاج به معنی درخت و ار به معنای مرد است که مفهوم بیشه را می دهد*•علی اصغر صیاد لک درکتاب شجره قوم ترک ص۸۵ آورده است:
*نام آغاجری بعد از اوغوز خان در میان قبایل اوغوز پدید آمد و به طایفه ای از آن ها که در درخت زارها و نزدیک بیشه یورد داشتند اطلاق شد وبه معنای مردان بیشه است*•حمید رضا میرمحمدی در کتاب پژوهشی بر نام شهرها و آبادی های ایران صص۴۹-۵۰ نوشته است:نام شهر آغاجار واقع در خوزستان ونام این شهر تحریف شده *آغاجری* است که نام طایفه ای است که به صورت آقابری هم ضبط شده است. *این قبیله از ترکمانان اوغوز ساکن ماوراءالنهر است*.و رشیدالدین فضل اله؛اصالت آنها را به اشتباه به مغولان می رساند که نخست با چند طایفه دیگر به نام «آیغور»خوانده می شدندو سپس به *سبب اینکه در حدود بیشه ها سکونت داشتند؛آغاج ایری به معنی مرد بیشه نامیده شدند*.می توان گفت *آغاجری ها با قبایل افشار(ترکان افشاری)به نواحی فارس و کوه گیلویه آمدند*•
*جمشید حسینی خواه در کتاب بویراحمد و رستم گاهواره تاریخ آورده است:عده ای را عقیده براین است که جامه بزرگی های آغاجری از سرزمین لرستان به کهگیلویه آمدند.*
پروفسور فاروق سومر در کتاب تاریخ تشکیلات طایفه ای و حماسه ها نوشته است:نفوس قراقویونلو با الحاق سایر ترکمن ها به صورت جمعیتی بزرگ در آمد.مهم ترین طوایفی که موجب بوجود آمدن این
جمعیت شدند؛عبارتند از:سعدلو-
بهارلو-آلپا گوت«غوت»-دوخارلو-
آغاجری-حاجیلو-قرامانلو-چکورلو•
*حمداله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده ص۵۶۷نوشته است:طایفه* *آغاجری از قدیم ترین ترکمانان مهاجر در آناتولی بودند و به سبب اشتغال در صنعت چوب به جماعت تخته چیان اشتهار یافتند•و بیشتر ماخذ؛آنان را از ترکمانان اوغوز گفته اند*•
*دکتر منوچهر کیانی در کتاب سیه* *چادرها* به استناد کتب؛قزلباشان از هاشم محدث؛ایلات و عشایر از دکتر سیروس پرهام و نوشته های مرسدن؛
ابر لینک و شیل ص۲۵۵ آورده است*:
*تیره های جامه بزرگی-فیلی-وندا از لرهای غرب ایران هستند* که در دوره قاجاریه به ایل قشقایی پیوستند•
*علی اصغر صیادلک در کتاب قوم زند لک در ایل قشقایی* ص۱۹نوشته است:
*تیره های لرشامل گشتاسب-فیلی*-
*جاویدی-جامه بزرگی-وندا*-
*بابویی- *کرونی و غیره در ایل قشقایی* پراکنده هستند*• *حسین جدی بایات* درکتاب پیوستگی قومی و تاریخی اوغوز صص۴۴-۴۵ نوشته است:کل
*صحرای محال خانه زنیان*(فارس)
*مرتع دواب و اغنام ایل های کرانی*و جامه بزرگی( لرنژاد)است.* بنابر این براساس سند موجود نزد استاد حامد کریم پیر حیاتی مورخ و استاد دانشگاه اهل ملایر استان همدان که اصالتا لر می باشد و همچنین بنابه اظهارات آگاهان محلی؛
*شاهزاده پیرحیات لر* [[فرزند شاه پیراحمد فرزند پادشاه شمس الدین پشنگ؛سیزدهمین پادشاه سلسله اتابکان سرزمین لر بزرگ:که شولستان«شهرستان های ممسنی و رستم کنونی»؛کهگیلویه وبویراحمد؛چهارمحال وبختیاری و بخش هایی از استان های خوزستان و اصفهان را در بر می گرفت]] *جد: الف:داودی ها*؛ *ب:پیرحیاتی ها* ؛ *پ:بیات جامه بزرگی هابودند*•
*بیات جامه بزرگی: بیات چون ملبس به جامه چوخا بودند؛به همین دلیل به بیات جامه بزرگی معروف شدند*•بعلاوه بیات جامه بزرگی ها در استان های متعدد پراکنده هستند.
*یکی ازنوادگان بیات جامه بزرگی*
؛ *آقا(آقا به معنی بزرگ)قاسم* جد طوایف: آقاعلی رضایی-آقاشفیع یا آقامحمد شفیع نرمابی-آقانقی بابکانی-آقا قربان علی زنگوایی-آقا محمدخان تل گاهی هستند• بعلاوه
*پیشوند مردان طوایف:داودی*؛
*پیرحیاتی؛بیات جامه بزرگی* از
*ایل حیاتی* ساکن استان های: لرستان؛همدان؛چهارمحال وبختیاری؛فارس؛کرمان:
*کا--کاکو--کاکا--آ«مخفف آقا»*
*--گو--آبلا--مشی--حالو*
*متداول و رایج است*•
*اتابکان یا پادشاهان لر بزرگ*
*(پادشاهی ۲۷۷ سال)*
*و*
*اتابکان یا پادشاهان لر کوچک*
*(پادشاهی۴۳۶ سال)*
*معروف به هزار سپی ها*
*بازماندگان شان*:
*ایل نوئی«شاهزاده»*
*ایل حیاتی[شامل طوایف:داودی*
*،پیرحیاتی،بیات جامه بزرگی*]
*هستند*•
*قومیت طوایف ایل آغاجری*
پژوهشگر:یارمحمدبهگام
هانیس گاوبه در کتاب ارجان و کهگیلویه؛فصول موضوعی کتاب
را به چهار دوره
تاریخیA/B/C/Dتقسیم کرده اند.دورهA مربوط می به دوران ایران باستان خصوصا دوره ساسانیان است که حدود 420سال فرمانروایی کردند.وی افزوده است:پل پیرین(واقع در شهرستان باشت)؛کوه بور بامیوم(واقع در منطقه خان احمد باشت)؛تیل کوه(روستای کنونی تیل کوه در شهرستان بهبهان)؛دوگوردوپا(
واقع در شهرستان باشت)؛فشیان(روستای کنونی فشیان در شهرستان چرام)؛کلگه پهان(روستای کنونی کلگه پهن در شهرستان کهگیلویه)؛بوه یا بوا(روستای بوا کنونی در شهرستان کهگیلویه)؛قلعه دز؛یاسیر( روستای دل یاسیرکنونی در بخش سرفاریاب از شهرستان چرام)؛سمغان( روستای کنونی سمغان شهرستان کهگیلویه که روزگاری از مراکز زرتشتی نشین بود)؛اشکفت شاه( واقع در منطقه پیچاب از شهرستان باشت)و....را به دوره A نسبت می دهد. به گواه تاریخ؛هیدالی
(ارگان ساسانی-ارجان اسلامی
-بهبهان کنونی) ازدوران ایلامیان و ایران باستان بخشی از زادبوم قوم لر بوده است.بنا بر این؛ساکنان روستای تل(تیل)کوهی؛
اصالت لر تباری دارند و بدلیل جسوری و کوهنوردی شان به لرهای تل یا تیل کوهی معروف شدند.در نتیجه لرهای تل کوهی اگر چه در شهرستان بهبهان از ابواب جمعی ایل آغاجری به شمار می روند؛ولی پیشوند و پسوند آغا ندارند و بعلاوه در شهرستان کهگیلویه از ابواب جمعی ایل بزرگ تامرادی محسوب می شوند.در مجموع القاب و عناوین:صفت احترام و بزرگداشت هستند که به اول اسم افراد می افزایند•واژه آغا از کلمه ترکی آغاج(به معنی چوب) و آغاج از کلمه ترکی آغاج ایری یا اری(به معنای مرد جنگل یا مرد بیشه) مشتق شده است.و به لحاظ قومی؛تنها آغاجری ها که شامل طوایف 4گانه:افشار--بیگدلی--جغتایی--(یک طایفه دیگر که قبلا به نام قره بیگلو معروف بود)هستند؛اصالتا از ترکان اوغوز{جد قبایل ترک زبانان} می باشند.و آنها بر اساس سکونت در حدود بیشه زارها یا جنگل که در صنعت چوب؛فعالیت اقتصادی داشتند؛به آغاج ایری یا اری به معنای مرد جنگل یا مرد بیشه معروف شدند•و نهایتا آغاج ایری با تحریف و تغییر به آغاجری تبدیل شد•افزون بر این؛ 10 طایفه دیگر ایل آغاجری؛اصالتا:لرتبار--آذری تبار--تاجیک تبار(قبایل ایرانی غیر ترک و عرب) و دیلمی آل بویه نژاد می باشند•
🍒🍒🍒🍒🍒🍒
*قومیت طوایف ایل آغاجری*
پژوهشگر:یارمحمدبهگام
هانیس گاوبه در کتاب ارجان و کهگیلویه؛فصول موضوعی کتاب
را به چهار دوره
تاریخیA/B/C/Dتقسیم کرده اند.دورهA مربوط می به دوران ایران باستان خصوصا دوره ساسانیان است که حدود 420سال فرمانروایی کردند.وی افزوده است:پل پیرین(واقع در شهرستان باشت)؛کوه بور بامیوم(واقع در منطقه خان احمد باشت)؛تیل کوه(روستای کنونی تیل کوه در شهرستان بهبهان)؛دوگوردوپا(
واقع در شهرستان باشت)؛فشیان(روستای کنونی فشیان در شهرستان چرام)؛کلگه پهان(روستای کنونی کلگه پهن در شهرستان کهگیلویه)؛بوه یا بوا(روستای بوا کنونی در شهرستان کهگیلویه)؛قلعه دز؛یاسیر( روستای دل یاسیرکنونی در بخش سرفاریاب از شهرستان چرام)؛سمغان( روستای کنونی سمغان شهرستان کهگیلویه که روزگاری از مراکز زرتشتی نشین بود)؛اشکفت شاه( واقع در منطقه پیچاب از شهرستان باشت)و....را به دوره A نسبت می دهد. به گواه تاریخ؛هیدالی
(ارگان ساسانی-ارجان اسلامی
-بهبهان کنونی) ازدوران ایلامیان و ایران باستان بخشی از زادبوم قوم لر بوده است.بنا بر این؛ساکنان روستای تل(تیل)کوهی؛
اصالت لر تباری دارند و بدلیل جسوری و کوهنوردی شان به لرهای تل یا تیل کوهی معروف شدند.در نتیجه لرهای تل کوهی اگر چه در شهرستان بهبهان از ابواب جمعی ایل آغاجری به شمار می روند؛ولی پیشوند و پسوند آغا ندارند و بعلاوه در شهرستان کهگیلویه از ابواب جمعی ایل تامرادی محسوب می شوند و پیشوند نام مردانش *کا* رایج است•در مجموع القاب و عناوین:صفت احترام و بزرگداشت هستند که به اول اسم افراد می افزایند•
واژه آغا از کلمه ترکی آغاج(به معنی چوب) و آغاج از کلمه ترکی آغاج ایری یا اری(به معنای مرد جنگل یا مرد بیشه) مشتق شده است.و به لحاظ قومی؛تنها آغاجری ها که شامل طوایف 4گانه:افشار--بیگدلی--جغتایی--(یک طایفه دیگر که قبلا به نام قره بیگلو معروف بود)هستند؛اصالتا از ترکان اوغوز{جد قبایل ترک زبانان} می باشند.و آنها بر اساس سکونت در حدود بیشه زارها یا جنگل که در صنعت چوب؛فعالیت اقتصادی داشتند؛به آغاج ایری یا اری به معنای مرد جنگل یا مرد بیشه معروف شدند•و نهایتا آغاج ایری با تحریف و تغییر به آغاجری تبدیل شد• *افزون بر این؛ 10 طایفه دیگر ایل آغاجری؛اصالتا:لرتبار--آذری تبار--تاجیک تبار(قبایل ایرانی غیر ترک و عرب) و دیلمی آل بویه نژاد می باشند*•
**نکات جامعه شناسی تاریخی**
**نوئی ها یا نوئی ها بازماندگان و مردمانی ایرانی تباربودند که با پیوستن به هم به ویژه از #۵۵۰ قمری ۵۰۷ خورشیدی اتحادیه هایی در جهت اباد نمودن ایران در منطقه ای انجام دادند،#نوئیان کوه گیلویه بزرگ در کتاب #تاریخ گزیده حمدالله مستوفی صفحات ۴۲ و ۵۳۸ با طوایف انساب تاریخی این خطه امده است.در زمان اتابکان لر این مردمان بومی اصیل و نجیب در این محال بودند**
**در ۹۰۵ قمری با تشکیل ایرانی واحد توسط صفوی ها ایلات تشکیل گردید.قبل از تشکیل ایل نوئی سلطان مراد حاکم کوه گیلویه بزرگ بود که توسط شاه اسماعیل صفوی سرکوب و افشارها در ادامه روند حفظ نظم و امنیت باز دوباره مترصد ادامه توسعه طلبی که موجبات جنگ یکصد ساله لرها و افاشره را باعث گردید.نوئی ها در سال ۱۰۸۲،۱۰۸۹،۱۰۴۲،۱۰۷۹ بیگلربیگی زنگنه های نوئی و موارد متعدد دارای اثبات تاریخی هستند.این نشان می دهد این مردمان در جهت تسلط بر اداره اب و خاک کوه گیلویه بزرگ همواره در صحنه بوده اند.قریب ۱۰۰۵ قمری به جنگ یکصد ساله افشارها با الوار به دستور شاه عباس نخست پایان داده شد۰در همین زمان بسیاری از مردمان لرها نوئیان از کوه گیلویه بزرگ تبعید شدند.اسناد و مدارک آن در کتب تاریخی امده است.**
**افاشره که شامل هفت طایفه قدرتمند بودند از کوه گیلویه بزرگ رانده شدند اما این ها همچنان در کمین برگشتن به قدرت بودند۰**
**اشاقه باش قاجار در زمان صفویه در ناحیه استرآباد صاحب جایگاهی شدند اما افشارها مراقب آنان بودند و بین اشاقه باش و یوخاری باش جنگ بود.در دوره نادرشاه نتوانستند به قدرت مرکزی دست یابند.اقامحمدخان توسط عادل شاه افشار عقیم و سترون گردید.اقا محمدحسن خان اشاقه باش قاجار در اخر حکومت نادر اعلام خودمختاری و برای کسب قدرت قیام نمود اما بوسیله سپاه کریم خان زند کشته شد و اقامحمدخان فرزند وی را با اعوان و انصار را به شیراز جهت تحت حفظ بودن اوردند.روس و انگلیس هر کاری می کرد نتوانستند کریم خان زند را بخرند در نتیجه بر وزیر اعظم آن ابراهیم خان کلانتر اثر و نفوذ و اقامحمدخان قاجار در کلیه امور حضور داشت و اوضاع را خوب می دانست.پس از مرگ کریم خان زند اقامحمدخان دولت در سایه و پنهانی که تشکیل داده بود،آشکار شدند و با نقشه راه به تهران رفت و به خاطر دور بودن از دامنه قدرت لرها در تهران تشکیل قدرت داد و با حمله به کرمان لطفعلی خان زند را اسیر و چشم بیست هزار نفر را از حدقه بیرون اورد.**
**در ایالت کوه گیلویه بزرگ همدستی مخالفین نوئی ها با ابراهیم خان کلانتر با جایی که در قدرت قاجار قبلا با نقشه راه داشت و شکست محمدعلی خان برایی در جبهه شمال و ترور محمدشفیع خان کاریزماتیک در نزدیکی روستای پاپی های نوئی طولیان زمینه جنگ ها توسط مخالفین نوئی شدت گرفت و بدین ترتیب بتدریج فروپاشی قدرت مرکزی در کوه گیلویه بزرگ کلید خورد.طوایفی که در این ایالت استقرار و زیست می کردند،به دلیل 1-ژن2-جغرافیا نوئی هستند.حتا ممکن است برخی از این طوایف مهاجر و ریشه ایرانی اصیل نداشته باشند.طوایف بومی کوه گیلویه بزرگ در صفحات ۴۲ و ۵۳۹ کتاب تاریخ گزیده حمدالله مستوفی امده است.در کتاب شرف الدین بدلیسی نیز به این امر پرداخته شده است.**
**نوئی یک عنوان است نه نام یک طایفه.نوئی به معنی شاهزاده مجموعه مردمانی است که شامل طوایف گوناگون می شده است.ممکن است امری در تاریخ نیامده و نویسندگان اشاره نکرده باشند دلیل بر فقدان آن امر نیست.بعد از فروکش نمودن قدرت مرکزی نوئی ها طی سالیان به ویژه دوره صفویه،افشاریه،زندیه،قاجار ...مردمان مهاجر و افاشره هفت طایفه ای زمان صفویه و در ادامه آن که با نوئی ها با استظهار قاجار جنگیدند،خاک ویران شده کوه گیلویه بزرگ را تسخیر و تصرف کردند.طوایف قدرتمند نوئی دچار گسست و الان برخی آن شوکت و عظمت گذشته خود را نمی دانند.مرگ تمدن ها بوسیله استعمار کلید می خورد و ناآگاهی مردمانی که مورد ستم و اغماض قرار گرفته اند سبب تشدید آن امر وقیح و شنیع بیراهه جامعه و تاریخ می گردد#برخی تش ها،تیره ها،مردمان، طوایف نوئی که نام شان بوسیله مورخین ادوار صفوی و قجری مکتوب نشده است علت دارد،علت آن ممکن است برجستگی تاریخی قابل امعان و شایان توجه نداشته اند یا در دایره قدرت و توجه نبوده اند یا این که بعضا در حاشیه بوده و یا بعد از سامان منطقه مراجعت کرده باشند هر کدام از این فرضیه ها جای واکاوی دارد.دکتر کشواد سیاهپور مخالفین نوئی را در زمان قاجار عنوان👈🏻 بویراحمد در کتاب خود اورده اند.#جنگ لران و افاشره دوره صفویه#جنگ پهنالیلی قریب 1250 تا ۱۲۵۳ قمری#ترور محمدشفیع خان کاریزماتیک ۱۲۵۵ قمری ۱۲۱۲ خورشیدی #کشتن محمدعلی خان قریب ۱۲۱۸ خورشیدی ۱۲۶۱ تا ۱۲۶۲ قمری#جنگ تنگ بیرزاد ۱۲۶۶ قمری ۱۲۲۳ خورشیدی#تصرف و غصب قلعه پیلی ۱۲۹۸ قمری ۱۲۵۵ خورشیدی#...**
**تاج امیرگلپابهگام**
꧁꧁꧁꧂꧂꧂
سلام. عمو. عباس احمد شهنی...
نوئی ها قدمت تاریخی مسجل دارند. بسیاری از مردمان ایران که ریشه اصالت و نجابت ایرانی شاهزادگان یا نوئیان احفاد و اعقاب سلاطین و حکما جامعه و تاریخ ایرانند. چندین منبع این داعیه را اثبات می کند.کافی است کتاب عکاشه را مطالعه کنید.ایل نوئی و لیراوی دو ایل بزرگ کوه گیلویه بزرگ ادامه اتابکان لر و هر دو همان نوئیان جامعه و تاریخ ایران سرزمین جاویدند. به صفحات 42/539کتاب تاریخ گزیده حمدالله مستوفی 754قمری در باره ابوطاهر خاندان 27گانه تشکیل اتابکان لر کوه گیلویه بزرگ امعان و ژرف اندیشی تحقیق علمی با توجه به مراحل علمی میدانی ث کتابخانه ای انجام تا رفع ابهام گردد. ایل نوئی ده ها سند و منابع مکتوب، محسوس، منتقول، معقول دارد. کتاب جامعه شناسی تاریخی برادران بهگام زیر چاپ است اگر مایل باشید خبر دهید تا در روز روگشایی از عزیزان دعوت بعمل آید، تعداد نسخ محدود است و می تواند تعدادی به عزیزان علاقه مند تخصیص داد. وبلاگ من تا حدی به روز علمی و می تواند مرجع مناسب و گویایی برای معرفی و نمود منویات نگارندگان باشد. از قریب قرن 5 یا 550قمری (507 خورشیدی) می توان اثبات نوئی ها را در جامعه شناسی تاریخی خواند. قریب 900تاریخ این مردمان در کتاب ما پیاده شده است ان هم به روال روتین اسلوب علمی که اعمال روش های روش هایی برای نیل به حقیقت مسلم جامعه شناسی تاریخی برادران بهگام اثبات و عنوان شده است•بلی، ایلاتی که اخیرا بعضا نام برده اند قطعا بر پایه منابع چندگانه تحقیق علمی نیستند و اعتبار و روایی ندارند. ناگفته نماند کلمه ایل و خان... کلمات مغولی و از 611خورشیدی حمله مغول و تصرف ایران به مدت120نهادینه تحمیل گردید. بعد از دوره زندیه نظام ایلات در هم پیچیده و کنتراتچی های قاجاری مغولی(885تاریخ کامل ایران عباس اقبال آشتیانی سطر دوم به بعد...) ایلات ایرانی و بویژه لر تبار را دچار فروکش نمودند. من بر اساس رسالت فرهنگی اساسا بر این مقوله تحقیق میدانی نوئیان تمرکز تا شاید با وجود عدم حمایت مالی و مادی و محدودیت وافر با وجود منبع مکتوب میثاق اجتماعی و عقد و توشیح جمع نوئیان (1395خورشیدی، منزل شادروان حاج جانمحمدفتحی زاده، شرکت بیش از چند ده نفر، بندرامام خمینی سربندر•••) مؤثر و بخشی از کار اثبات و معرفی علمی گردد. گرچه این سیاق و محتوا و مردمان نوئی از دیرباز در کتب و منابع چهارگانه امده اند. تعداد منابع و اسناد در حد وسیعی وجود دارد...
✓✓تاج امیرگلپابهگام
꧁꧁꧁꧂꧂꧂